یکشنبه 1 ارديبهشت 1398

این سایت را صفحه خانگی خود کنید      این سایت را به لیست علاقه مندی های خود بیافزایید

به نقل از یورونیوز، هزاران نفر روز یکشنبه در اعتراض به سقط جنین و کمک‌های پزشکی به مادرانی که می‌خواهند جنین خود را سقط کنند، در پاریس تظاهرات کردند.

 

معترضان می‌گویند که در این مسیر از حمایت پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان و چند اسقف فرانسوی برخوردارند. آنها در سیزدهمین راهپیمایی علیه سقط جنین با عنوان «راهپیمایی برای زندگی» شرکت کردند.

 

برگزار کنندگان این راهپیمایی همچنین از پزشکان سراسر فرانسه خواستند تا وجدان خود را در نظر گرفته و از انجام سقط جنین بپرهیزند.نوزاد تظاهرات نه به سقط جنین در پاریس/ ما بچه می کشیم پس هستیم +ویدئو

 

سالانه حدود ۲۰۰ هزار سقط جنین در کشور فرانسه انجام می‌شود. در سپتامبر ۲۰۱۸ بالاترین نهاد اخلاق زیستی در فرانسه اعلام کرده بود که زنان مجرد و زوج‌های لزبین‌ باید به کمک‌های پزشکی در حوزه تولید مثل دسترسی داشته باشند. برگزار کنندگان راهپیمایی روز یکشنبه به این پیشنهاد نیز اعتراض داشتند. در حال حاضر این دستورالعمل‌ها به زوج‌های دگرجنسگرا محدود است.

 

معترضان همچنین خواستار این شده‌اند تا اتانازی یا مرگ آسان نیز در فرانسه کماکان قدغن باشد. اتانازی به شرایطی گفته می‌شود که در آن، بیمار بنا به درخواست خودش به صورت طبیعی و آرام بمیرد. این اتفاق بیشتر در بیماران لاعلاج یا کسانی‌که از یک بیماری شدید روانی رنج می‌برند با رضایت و آگاهی شخص بیمار اتفاق می‌افتد.

 

برخی معترضان از جلیقه زرد که این روزها به نماد اعتراض مردم فرانسه به وضعیت اقتصادی این کشور تبدیل شده، استفاده کردند.

 

سقط جنین از خواسته های ضدانسانی جنبش زنان در غرب موسوم به فمنیست است و آنها به دنبال عادی و قانونی شدن آن در غرب و تحمیل آن به دیگر کشورها در هژمونی و سلطه گری خود هستند.

 

مرور چند گزاره

  سقط جنین یا نسل کشی قانونی؟

مقرارت مهم مدنی و پزشکی همواره به دنبال ادیان بزرگ پدید آمده اند و اکثر قریب به اتفاق ادیان و انسان ها از تمدن های گوناگون در گذشته و حال به شدت مخالف سقط جنین بوده اند.

 

حدود 500 سال قبل از میلاد، بقراط سوگند پزشکی را ابداع کرد و به خوبی مفهوم تقدس حیات را در آن خلاصه کرد اما وقتی رایش سوم در آلمان نازی آن را با برچسب منسوخ کنار گذاشت امروز کار به جایی رسیده که در اندک موارد رو به کاهش سوگند دانشجویان پزشکی، بخش های مربوط به سقط جنین و حمایت از حیات حذف شده است.

 

در تناقضی آشکار در اعلامیه ژنو به سال 1948 توسط انجمن جهانی پزشکی آمده است: من نهایت احترام را برای حیات انسان از زمان لقاح قائل هستم.

 

یا در اعلامیه حقوق کودک سازمان ملل(1959) آمده است: کودک نیازمند حمایت ویژه قانونی قبل و بعد تولد است.

 

زمانی برخی پزشکان عامل سقط، با عنوان جلاد از انجمن پزشکی آمریکا اخراج می شدند اما امروزه با دستمزدهای هنگفت در سراسر دنیا مشتاقانه جنین را اسقاط می کنند.

 

با این اوضاع، نباید از تعداد فراوان کلیپ های ویدئویی گرفته شده از صحنه های واقعی قتل، شکنجه، بریدن اعضا تحت عناوین تجربیات بشری و سقط جنین تعجب کرد.

 

سقط جنین و اخلاق

موضوع سقط جنین اما چنان اهمیت اخلاقی دارد که فراتر از سلیقه های شخصی هر فرد است. مساله سقط جنین همانند منشوری است که وجدان اخلاقی یک جامعه و بویژه کیفیت تمدن غرب را به عنوان پیشرو این مساله منعکس می کند.

 

به واقع، تعداد بسیار کمی از مردم موافق سقط جنین بی حد و حصرند و نمی دانند این کار از لحاظ قانونی و حقوقی چه معنایی دارد و یا از چگونگی دقیق آن اطلاع دارند. وقتی به آنها توضیح می دهی آمار حمایت آنها به شدت کاهش می یابد و می پذیرند که باید به موارد خاصی مانند تهدید جدی سلامت مادر محدود شود.

 

حکم حکومتی سقط جنین

در کانادا و آمریکا بواسطه قانون حکومتی همه به نوعی شریک جرم هستند و برای سقط جنین در این کشور مالیات پراخت می شود.

 

اگر سقط جنین منفور تمدن ها و ادیان است و اصول اخلاقی مخالف آن، چطور یک زن غربی به راحتی وارد بیمارستان می شود و درخواست سقط جنین قانونی می دهد که بار مالی آن نیز از طریق مالیاتی که همه مردم می پردازند، تامین می شود. آن هم در مرز نه ماهگی و یا دقایقی قبل از زایمان.


رسانه ها و مواجهه با سقط جنین

مطالعه مدیا واچ نشان می دهد که رسانه در 79 درصد موارد فعالیت های ضد سقط جنین را با عناوین منفی مطرح کرده اند در حالی که برای فعالیت های به اصطلاح طرفداران آزادی سقط جنین 97 درصد عناوین مثبت را به کار گرفته اند.

 

دو پژوهش عمده در مورد رسانه های آمریکا و کانادا نشان می دهد بالغ بر 90 درصد روزنامه نگاران طرفدار حق سقط جنین هستند. هنگامی که چنین روزنامه نگارانی برای مردم درباره آن بنویسند می توانیم مطمئن شویم که حقیقت به گوش مردم نرسد.

 

چرا سقط جنین می کنیم؟
هرگاه جامعه ای توهم خردگرایی، روشنفکری و به تبع آن پیشرفت را که مستلزم مهندسی اجتماعی گسترده برای رساندن همه ما به سرزمین رویاها است، بپرستد باید به پزشکان حق کشتن بدهد.

 

در رم باستان پدر اختیار کامل بر تولد یا مرگ فرزند داشت اما به ندرت آن را بکار می گرفت اما در جاهلیت مدرن و بعد از 1600 سال به برکت قانون و حکم حکومتی، مادر جای پدر را گرفته و اختیار کامل زندگی و مرگ کودک را دارد.

 

فکرهای خطرناک بانیان اصلی نسل کشی مدرن

روسو که فردی هتاک و خودخواه بود و تهی از عشق ورزیدن به زنان و کودکان، بجای خانواده خصوصی، خانواده دولتی با آرمان های اشتراکی و یکسان را پدید آورد و این فاجعه آغاز شد. روسو اراده فرد را جایگزین اصول اخلاقی و قوانین مدنی کرد به همین دلیل حامیان سقط جنین امروزه می گویند این مساله کاملا به انتخاب شخصی بستگی دارد و اراده ما بر اراده های دیگر غلبه دارد.

 

نیچه پیامبر اراده مدرن از روسو هم فراتر رفته تمام معیارهای اخلاقی را زیر سوال برد و به برخی این جرئت را داد که بدون ابراز تمایل خود به استیلای اراده شخصی با عناوین زیبای حقوق فردی، منشورهایی بیافرینند که با هزینه دیگران برایشان تضمین کند.

 

جرج گرانتِ فیلسوف، گفته سناتور آمریکایی هوی لانگ را یادآور می شود که وقتی فاشیسم به آمریکا بیاید با نام دموکراسی خواهد آمد." گرانت معتقد است جنبش مدرن آزاد سازی زنان برای اثبات ادعای خود مبنی بر این که بیولوژی سرنوشت ساز نیست" دقیقا از همین زبان استفاده می کند یعنی فمنیست رادیکال باید برای رهایی از قیود بیولوژی، خود را از دیگری (جنین) که درباره جسم او مدعی است، رها کند.

 

او از زبان حقوق دمکراتیک استفاده می کند تا هر آنچه آزادی اش را سلب کرده بی ارزش کند و سرانجام جنین را انگل آزادی خود که باید از شرش رها شود، می نامد.

 

بدین شکل آموزه های روسو و نیچه به شکلی ساده و از طریق روان شناسی عوام پسند به جوانان منتقل می شود تا جوانان بیاموزند خوب و بد بستگی به انتخاب فردی دارد و چون خوب و بد مطلق وجود ندارد همجنس بازی، سقط جنین و در کل مسایل مرتبط با اخلاق به پسند شخصی افراد بستگی پیدا می کند.

 

زنانی با صدایی گوشخراش

خصمانه ترین صداهای خواستار سقط جنین به جنبش فمنیست های رادیکال مدرن تعلق دارد. مباحث آنها کاملا ضدونقیض است. بحث اصلی آنها این است که زنان و مردان اساسا یکسان هستند اما به سبب زایمان و تربیت فرزندان وظایف خانگی و اجتماعی نابرابری روی دوش زنان است.

 

رادیکال ها کوشیده اند این به اصطلاح نابرابری طبیعی را با واگذاری وظایف مربوط به تولد و تربیت به دیگران از بین ببرند. آنها می خواهند با رام کردن مردان و با زور آنها را وادارند بخشی از وظایف شان را بدوش کشند. یا ترجیحا سخت ترین بخش آن را به لحاظ زمان و هزینه به دولت در شکل مهدکودک رایگان واگذارند.

 

این تندروها معتقدند فقط در این صورت است که زنان مانند مردان به آزادی می رسند.

 

فمنیست به مثابه یک جریان سیاسی

هر جریان سیاسی می کوشد اهداف خود را تحت لوای شعارها و الفاظ گمراه کننده و واژه های زیبا پنهان کند. همین که رادیکال ها متوجه شدند مردم از حق جنین بی حد و حصر حمایت نمی کنند موضوع را کنار گذاشتند و در صدد یافتن اهداف بالاتری برآمدند تا هدف اصلی را که سقط جنین است، پوشش دهند. برخی از این اهداف در شعارهایی چون آزادی یعنی انتخاب، کودک ناخواسته نه، زن حق کنترل بر بدن خود را دارد، نهفته است.

 

بطور مثال رادیکال ها با زیرکی کل مساله را از حق سقط جنین به حقوق مدنی تغییر دادند تا بحث را در لفافه واژه خوش طنین آزادی بپیچند. از همین جا عبارت "طرفدار انتخاب" طراحی شد تا بطور ضمنی هر کس که به هر دلیلی مخالف سقط جنین است مخالف آزادی به شمار آید اما غافل از اینکه آزادی انتخاب از میان گزینه های موجود در زندگی هرگز به این معنا نبوده که می توانیم نتیجه گیری های خود را تحمیل کنیم.

 

تناقض این سیاست

اینها کسانی هستند که عقیده دارند گرچه سقط صرفا گزینه ای شخصی است که پیامدی اجتماعی ندارد اما چنانچه جنین مونث باشد دیگر حق سقط جنین وجود ندارد زیرا تبعیض علیه زنان است[!]

 

شعار سوئدی، کودک ناخواسته نه

سوئدی ها سال ها قبل روی تابلوهای تبلیغاتی می نوشتند: فرزند آری اما وقتی که ما بخواهیم. اما توجیه این که حق حیات فرد بستگی به این داشته باشد که فرد دیگری او را خواسته یا نخواسته باشد یک ورشکستگی اخلاقی است این فرمول خطرناک بنابه علل نفسانی برای یک فرد تسلط خداگونه بر زندگی دیگران قائل است.

 

این فرمول به طور معمول با سقط آغاز، با نوزادکشی پیش رفته و با قتل دلسوزانه (اتانازی) پایان می یابد. چرا که انسان ها تحت تاثیر احساسات خود به خلق شگفت آورترین توجیهات عقلانی برای هر نوع قساوت توانا هستند.

 

در پاسخ به این شعار باید گفت: زن قبل از اینکه باردار شود می بایست خود را کنترل کند چرا که اعمال انسان ها دارای پیامد است. وقتی شما روابط جنسی غیرمسئولانه برقرار می کنید پیامدهای قابل پیش بینی خاصی را برای خود رقم می زند.

 

تضادهای شگفت آور

یان جنتلز تاریخ نگار کانادایی می گوید: امروزه در قلب نظام حقوقی ما آنجا که پای کودک متولد نشده به میان می آید تضاد شگفت آوری وجود دارد.

و توضیح می دهد: که کودکان متولد نشده در کانادا حق ارث دارند اگر شخص سومی بطور مثال در رانندگی به کودک در رحم صدمه بزند، می توانند علیه او شکایت کنند.

 

کودکان به دنیا نیامده همچنین می توانند از مادر یا شخص ثالث به جرم آزار و اذیت یا غفلت از آنها در رحم شکایت کنند مثل کودک نقص عض

انگلوساکسون از این قوانین به شدت حمایت می کنند. اما یگانه حقی که از آن حمایت نمی شود حقی است که تمام موارد فوق به آن بستگی دارد حق کشته نشدن! حال چگونه می شود کسی در قانون مدنی، فرد یا انسان شمرده شود اما در قوانین کیفری انسان به شمار نیاید؟

 

شاید نهایت تناقض گویی در این قوانین این باشد که مادر نمی تواند از کودک متولد شده خود غفلت یا با او بدرفتاری کند اما با این حال می تواند بطور قانونی او را بکشد.

قانون شگفت دیگر

یا طبق قوانین کانادا دختر برای سوراخ کردن گوش خود به اجازه والدین دارد اما می تواند بدون آگاهی آنها سقط جنین کند.

و این داستان غم انگیز ادامه دارد.

منبع : جام نیوز      1397/11/7 13:37    تعداد بازدید :  103


نظرات بازدیدکنندگان
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود
تعداد بازدید : 103
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )


 
  |صفحه اصلی| | اخبار | |طرحها و خدمات| | اندیشه | |گالری تصاویر| | فروشگاه | | پیوندها | |چند رسانه ای| | دانلود | |مشاوره حجاب| |نقشه سایت| | درباره ما | | تماس با ما |  
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی هنری کاربردی خیبر می باشد. تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.