دوشنبه 2 مهر 1397

این سایت را صفحه خانگی خود کنید      این سایت را به لیست علاقه مندی های خود بیافزایید

حجاب، در رابطه‌ی تنگاتنگ با هویت مسلمانی است/ عملکرد بعضی ما مذهبی‌ها در بدحجابی، نقش مخربی ایفا می‌کند؛ حسن بنیانیان درگفت وگو با شفقنا

 
 

شفقنا -مصطفی صالحی؛ دکتر حسن بنیانیان می‌گوید: برای حل مسئله‌ی بدحجابی، باید حتی روی نوع معماری و خانه‌سازی و اشتغال بانوان، برنامه داشته باشیم و مثلاً اشتغالاتی ایجاد کنیم که زن را هفت صبح تا ده شب، بیرون خانه نگه نداریم و بعد هم درباره خانواده حرف بزنیم. اینها مصیبت‌هایی است که درگیرش هستیم. ما اگر بخواهیم خانواده را حفظ کنیم، هم دستگاه های فرهنگی مان مسئولیت دارند و هم درسیاست گذاری‌مان، در معماری و شهرسازی و اشتغال و سایر عرصه‌های زندگیمان باید برنامه داشته باشیم.

بنیانیان در مورد ضعف فرهنگی در تبلیغ حجاب، می‌گوید: الان ما یک نوع، زدگی درتبلیغ حجاب به لحاظ ضعف روشهایمان داریم و حتی یک روحانی مملکتِ ما  برای جذب رأی در انتخابات، می‌گوید که چرا به چند تار موی زنان گیر می‌دهید و به مسائل دیگر توجه نمی‌کنید! این حرف چون از زبان یک فردی که لباس دین پوشیده درمی‌آید، اثر تخریبی‌اش بیشتر است و مردم و مخاطبین هم فکر می‌کنند که خود علما در مسئله حجاب، با هم اختلاف دارند و حجاب، چندان مهم نیست. بنیان می‌افزاید: ما باید بیشتر نظام تبلیغی خودمان را مورد انتقاد قرار بدهیم که چرا کسی که دوازده سال در آموزش و پرورش جامعه ما و کشور اسلامی درس می‌خواند، با مفاهیم اسلامی و فلسفه حجاب آشنایی کافی ندارد.

او در بیانِ مزایای حجاب می‌گوید: یکی از ابزارهای مهم ایجاد آرامش در جامعه و احساس کرامت در آدم‌ها این است که ارزش‌گذاری زن و مرد، بواسطه زیبایی‌های جسمی آنها نباشد.

مسئول کمیسیون فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی در بیانِ مضراتِ بدحجابی و نیز لزومِ مراعات حجاب، چنین می‌گوید: وقتی زنی در جامعه، می‌گوید و می‌خندد، آرایش می‌کند و با ظاهر بدحجاب ظاهر می‌شود، در واقع دارد به حقوق زن‌های دیگر تجاوز می‌کند. زن این حرف‌ها را وقتی بهتر درک می‌کند که وقتی ازدواج می‌کند و با همسرش بیرون می‌رود و می بیند که مردش دارد در خیابان به زنان دیگر نگاه میکند. در چنین موقعیتی است که این زن به فلسفه حجاب پی می‌برد و در دلش آن خانم بد حجاب را نفرین می‌کند. جالب اینکه آنوقتی هم که دارد به او نفرین میکند، مرد دیگری دارد به او نگاه میکند، اما خودخواهی ما اجازه نمیدهد که کمی عمیق‌تر روی این فکر کنیم تا زیبایی و فلسفه حجاب را درک کنیم.

این بخشی از سخنان دکتر حسن بنیانیان است. او که دکترای مدیریت دولتی دارد، مسئول کمیسیون فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی است و البته مسولیت‌های متعدد فرهنگی دیگری نیز در سوابق کاری و تجربیات او، به‌چشم می‌خورد.

در ادامه متن کامل گفت وگوی شفقنا بادکتر حسن بنیانیان رامی خوانید:

اساساً فلسفه حجاب چیست و ما چه نیازی به حجاب داریم؟

اگر ذیل تفکر دینی، نگاه جامعی به حیاط دنیوی بشود می‌بینیم در آن، پیشرفت‌های مادی و معنوی انسان، توأمان قابل تحقق است و برای محقق شدن آن، یک سلسله مسائل و محدودیت ها و چارچوب هایی برای زندگی فردی و اجتماعی تعریف شده که نمود آن را در احکام الهی می‌بینیم؛ ازجمله اینکه نهاد خانواده بعنوان هسته اصلی یک جامعه سالم، باید نهایتِ کارایی خودش را داشته باشد و نیازهای مختلفی که انسان در زندگی فردی و تربیتی دوران کودکی دارد و یا نیازهای جنسی و جسمی و روحی و ورانی زن و شوهر، درمحیط خانواده تامین شود. حال اگر این اتفاق نیفتد و هرعاملی نهاد خانواده را تضعیف کند، ازجمله اینکه روابط جنسی درون خانواده سرایت کند به محیط اجتماعی، بطور قطع درهمه کارکردهای نهادهای اجتماعی، اختلال ایجاد می‌شود. با این اوصاف، کارکرد خانواده تضعیف می شود و تربیت و آموزش فرزندان دچار اختلال میشود چرا که عنصر کلیدی خانواده، روابط پرمهر و محبت زن و شوهر نسبت به هم است. وقتی روابط جنسی به بیرون خانواده منتقل شده و در روابط عاطفی زن و شوهر اختلال ایجاد گردد، بلافاصله در آمادگی تامین نیازهای مختلف بقیه اعضای خانواده ازجمله کودکان، اختلال ایجاد می‌شود. ضمن اینکه سازمان های اجرایی جامعه نیز دچار نقصانِ در کارکرد می‌گردند و فضای فرهنگی عمومی و امنیت و آرامش جامعه، به هم خورده و یک نوع بدبینی در افراد نسبت به هم‌دیگر ایجاد می‌شود. بنابراین اصل حجاب یک اصل مترقی است. حجاب، فلسفه بسیار زیبایی دارد و  ما با دقت و تأمل می‌توانیم درک روشنی نسبت به حجاب پیدا کنیم.

آیا حجاب می تواند معرف هویت اسلامی تلقی شود؟

هویت در اینجا یعنی مجموعه نظام اعتقادات و ارزش‌ها والگوهای رفتاری که یک مکتب فکری دارد. چنین مجموعه‌ای اجزای مختلفی دارد که یکی از آنها، حجاب است. حجاب، وفاداری به اصل اعتقادات دینی را نشان می دهد و در واقع، آلارمی است که می‌گوید این جامعه، هم درک و شناخت دینی دارد و هم باور دینی. بنابراین به میزانی که حجاب تضعیف بشود هویت دینی ما هم شروع می کند به کاهش پیدا کردن.

آیا کارصحیحی است که هویت شیعی را با حجاب گره بزنیم؟

نباید تکیه روی شیعه داشت. چون این مقوله مربوط به اهل سنت هم هست. حجاب، در رابطه‌ی تنگاتنگ با هویت مسلمانی است، اما از شیعه بطور خاص انتظار بیشتری هست. وقتی ما معقتدیم شیوه جامع و کامل، شیعه است طبیعتا انتظار بیشتری از شیعه می‌رود که با فهم عمیقتری دستورات الهی را عمل کند و گزینشی نروند سراغ دین. به هرحال رعایت حجاب دارای دستوراتِ محکم وصریحی است و آیات غیر مستقیمی هم هستند که آن را ملزم می‌کنند و طبیعتا هر مسلمان واقعی باید به حجاب، وفادار باشد.

  • حجاب چه تاثیری در حفظ آرامش فردی، حفظ ارزش و کرامت زن و استحکام خانواده و استواری و کرامت جامعه میتواند داشته باشد؟

بخشی از این پرسش را درسوال اول پاسخ دادم. آرامش، یک امر درونی است و مربوط به روان انسان و هر چقدر، بخش حیوانی وجود انسان ـ که شامل خشم و غضب و شهوت است ـ از تعادل خارج شود و در روابط اجتماعی به صورت‌های مختلف خودش را نشان دهد، آرامش از جامعه گرفته می‌شود. یکی از آثار قطعی بدحجابی یا بی‌حجابی این است که شهوت را ، خیلی بیشتر از آن مقداری که خداوند برای روابط اجتماعی مصلحت دیده توسعه می دهد و ناخودآگاه بواسطه غرایزی که در مرد و نیازی که در زن برای مورد توجه قرارگرفتن وجود دارد، بیش از اندازه نیاز جنسی در روابط جامعه نقش ایفا می‌کند. اتفاقی که درغرب افتاده این است که بخش بزرگی از علم و فناوری و سازمان‌ها و شرکت‌های موجود، درخدمت توسعه شهوت و پاسخگویی به این نیاز است و صنعت‌های کثیفی به نام شبکه قاچاق آنجا شکل گرفته و از سرتاسر دنیا دختران زیبا را سرقت  یا قاچاق می‌کنند و از این طریق پول در می‌آورند و صنعت توریستشان می چرخد و بخش مهمی از سرمایه های کشورهای جهان سوم در قالب خرید ـ لوازم آرایشی که ارزش افزوده بالایی  برای آنها دارد ـ سرازیر می شود به کشورهای اروپایی و بسیاری از متمولین و مغزهای کشورهای مختلف که کشور خودشان را ترک می کنند و در اروپا و امریکا زندگی می‌کنند، ناخودآگاه و یا آگاهانه تحت تاثیر جاذبه روابط آزادانه جنسی، آنجا هستند و آنجا را برای خودشان بهشت اطفای شهوت می بینند. گرچه وقتی در آن موقعیت قرار می گیرند این حس به آنها دست نمی دهد ولی تا نرفته اند، این حس به او دست می دهد. آنجا محیط آزادی است که هر وقت بخواهید با هرکس بخواهید می توانید ارتباط برقرار کنید. آنچه مسلم است، این است که یکی از ابزارهای مهم ایجاد آرامش در جامعه و احساس کرامت در آدمها این است که ارزش‌گذاری زن و مرد، بواسطه زیبایی‌های جسمی آنها نباشد. الان زن اروپایی بشدت رنج می برد بخاطر اینکه به مجرد اینکه زیبایی های چهره و اندامش را از دست داد، موقعیتش در روابط و زندگی به شدت افول می کند. برای همین است که اینها وقت و منابع زیادمالی شان صرف حفظ زیبایی می شود و این زیبایی را مجانی عرضه می کنند به هرچشمی در محیط جامعه تا یک موقعیت اجتماعی را بدست بیاورند. اینها را می شود با مطالعات میدانی نیز به دست آورد. الان در اروپا بیشترین درآمد مربوط به مرد سفید پوست است؛ درآمد بعدی مربوط به زنان سفید است؛ بعد مرد سیاه‌پوست و بعد زن سیاه‌پوست. یعنی زن سیاه‌پوست چون زیبایی ظاهری را در فضای آنجا ندارد، درآمدش حداقلی است و کارهای پست را معمولاً به اینها واگذار می‌کنند. موقعیت‌های برتر اجتماعی به واسطه رنگ پوست و چهره افراد، واگذار نمی‌شود. چون شهوت و جاذبه‌های جسمی و جنسی محور مناسبات اقتصادی است.

  • یک عده از منتقدین حجاب می‌گویند ظاهرچندان مهم نیست و دلش پاک باشد کافی است. این نقد را چگونه پاسخ می‌دهید.

این‌ها حرف‌های کلی است که باید مستقلاً بررسی شوند. بعضی افراد به لحاظ اینکه آشنایی ندارند، طینت پاکی دارند ولی بد حجابند؛ به واسطه اینکه در مسیر زندگی‌شان به لحاظ نقاط ضعفی که ما در نظام آموزشی و تبلیغی جامعه داریم، اینها آگاهی ندارند که فلسفه حجاب چیست و چقدر در تفکر دینی اهمیت دارد. بنابراین ما حق نداریم ابتدا به ساکن افراد را محکوم کنیم و باید بیشتر نظام تبلیغی خودمان را مورد انتقاد قرار بدهیم که چرا کسی که دوازده سال در آموزش و پرورش جامعه ما و کشور اسلامی درس می‌خواند، با مفاهیم اسلامی و فلسفه حجاب آشنایی کافی ندارد. ریشه نقد ناقدینی که اشاره کردید، در شهوت است و این ناقدین می‌خواهند که خانم‌ها زیبایی‌هایشان را نشان بدهند و این ناقدین، که اکثراً هم از مردانِ هوس‌ران هستند، لذت شیطانی ببرن و لذا فلسفه‌بافی می‌کنند. از اینها که بگذریم عده ای هستند که می گویند با بدحجابی یک فرد، نباید در مورد او قضاوت کرد. باید این را قبول کرد ولی وظیفه امر به معروف ایجاب می کند که وقتی خانمی را می‌بینیم که طینت پاکی دارد و نادانسته گرایش‌های زنانه‌اش را در جامعه بروز می دهد، باید تلاش کنیم. اینکه بعضی زنهای باحجاب و مردان متدین رفتارشان طوری است که انسان را از حجاب و پوشش فراری می‌دهد، قابل انکار نیست چون ما مذهبی‌ها هم کم اشکال نداریم در رفتارهایمان؛ چون مهارت‌های کافی را نمی‌بینیم و بسیاری از اعتقاداتمان متاسفانه در رفتارهایمان نمود ندارد. انسان مومن باید دوست داشتنی، مهربان، مودب و بزگوار باشد و کسی که با او تعامل برقرار می‌کند و باید عاشق متدین شدن بشود. همان خصلتی که در پیامبر و ائمه اطهار بوده است که هر انسانی با اینها تماس مختصر هم می‌داشته شیفته آنها می‌شده است. ما متاسفانه در اخلاقیات‌مان دچار خسرانیم و دقیق نمی‌دانیم که یک انسان مومن چه ویژگی‌های اخلاقی باید داشته باشد. بنابراین این کلیت راباید پذیرفت که عملکرد بعضی ما مذهبی‌ها در بدحجابی، نقش مخربی ایفا می‌کند.

  • یک سری از منتقدین می‌گویند حجاب، تبعیض بین زن و مرد است و آن را محدودیت برای زن می‌دانند. آیا حجاب فقط مختص زن است؟ آیا حجاب محدودیت دارد؟ آیا این محدودیت، مصونیت‌آفرین است؟

وضع اجتماعی جامعه ما بواسطه اینکه با تمدن غرب در حال مخلوط شدن است، از اسلام دور شده و این سوالها پیش می‌آید و بیشترین آسیب هم به زن وارد می‌شود. این حرف‌ها، از تفکرات غربی به تدریج وارد شده که زن را به صورت افراطی به فضای اشتغال می‌کشد و فضایی ایجاد می‌کند که او، به ظاهر خودش برسد و زیبایی‌های خودش را عرضه کند و آگاهانه یا ناخودآگاه ما از این وضع، لذت ببریم. در اتاقی کار کنیم که دو تا خانم باشند که عطرزده و آرایش کرده باشند و ما هم هر وقت که بیکار شدیم، با اینها بگوییم و بخندیم و لذت ناخودآگاه شیطانی ببریم و بعد برای اینکه کارمان را توجیه کنیم، بنشینیم فکرکنیم و دلایلی برایش درست کنیم. اینها مربوط به از هم‌پاشیدگی و غربزدگی‌ای است که در جامعه ما ظاهر شده است. اگر توجه کنیم، این خانمی که کنار ما نشسته همسر دارد و روابط جامعه، نباید طوری باشد که روابط این خانم را با همسرش خدشه‌دار و تضعیف کند، مهر و محبت میان آنها را از بین ببرد، دیگر توقع نخواهیم داشت که برای ما آرایش کند و عطر بزند و  خودش را عرضه کند؛ بلکه اگر انصاف داشته باشیم در درون تحسین می‌کنیم که زنی با پوشش کامل و با حرف زدن وزین، نمی گذارد روابط از درون خانواده، به بیرون و جامعه منتقل شود و منی هم که مرد هستم و خودم هم همسر دارم، اگر فضای جامعه سالم باشد و امکان صحبت کردن با سایر زنان را نداشته باشم، وقتی پیش همسر خودم می‌روم، به او محبت می‌کنم وگرنه، اگر به قدری با زنان دیگر مراوده داشته‌ام که دیگر حوصله‌ام از جنس زن سر رفته باشد، گفتگویی با همسرم نخواهم داشت. لذا وقتی زنی در جامعه، می‌گوید و می‌خندد، آرایش می‌کند و با ظاهر بدحجاب ظاهر می‌شود، در واقع دارد به حقوق زن‌های دیگر تجاوز می‌کند. زن این حرف‌ها را وقتی بهتر درک می‌کند که ازدواج می‌کند و با همسرش بیرون می‌رود و می بیند که مردش دارد در خیابان به زنان دیگر نگاه می کند. در چنین موقعیتی است که این زن به فلسفه حجاب پی می‌برد و در دلش آن خانم بد حجاب را نفرین می‌کند. جالب اینکه آن وقتی هم که دارد به او نفرین می کند، مرد دیگری دارد به او نگاه می کند، اما خودخواهی ما اجازه نمی دهد که کمی عمیق‌تر روی این فکر کنیم تا زیبایی و فلسفه حجاب را درک کنیم.

خانم های تحصیل کرده اروپایی عمیقا و آگاهانه حجاب را انتخاب می کنند و وقتی می‌خواهند توضیح بدهند، با همه احساس توضیح می دهند که من آزادی جدیدی را پیدا کردم. این تعارف نیست او چون محیط شیطانی آنجا را خوب لمس کرده و میداند، مردها وقتی به او توجه می‌کنند که می‌گوید و می‌خندید و عشوه‌گری می‌کند. این زن، ناراحت می‌شود که چرا جسم من باید مورد توجه قرار بگیرد؟ من که یک انسانم و دانش و معلومات و مهارت‌های مختلف دارم چرا باید زیبایی‌ام ملاک استخدام من درفلان جا باشد؟

  • آیا نوع و رنگ خاصی از حجاب مدنظر اسلام است؟

محیط جغرافیایی و شرایط آب و هوایی و سنت‌های تاریخی جوامع در فلسفه پوشش مداخله دارد و ما درکشورهای مختلف اسلامی، حجاب های مختلفی را می بینیم. اما بنظرم اصل بدیهی این است که زن، محرک نباشد و چارچوب های شرعی را داشته باشد و مو و دست هایش از مچ به بالا پیدا نباشد. ما باید کف را اعلام کنیم و بقیه را اجازه بدهیم که شرایط محیطی و درک عمیقی زنانمان، شکل حجاب را انتخاب کند. البته حجاب‌های مختلف، پیامدهای مختلفی در هر فرهنگی دارد. دستگاه های فرهنگی مسئولند که این آگاهی را بدهند که مثلاً چادر چه ویژگی هایی دارد و مزایا و معایبش چیست؛ رنگ مشکی مزایا و معایبش چیست؛ به کمک علم می شود اینها را تولید کرد. یک مقدار هم مطالعات تطبیقی درکشورهای مختلف اسلامی باید انجام شود و مدلهای مختلف را معرفی کرد و به خانم ها اجازه داده شود تا شکل حجاب را خودشان انتخاب کنند.

  • راه درست تشویق و تحکیم حجاب شرعی چیست؟ آیا اختیاری شدن حجاب، کمکی به بهتر شدن اوضاع می کند؟

حجابی ارزش دارد که ریشه هایش درون فرد باشد و با اختیار خود فرد حجاب گزینش شده باشد و بادوام باشد، نه فقط در پوشش که درگفتار و عفاف درونی و کلیت روابط عفاف و حجاب، نیز چنین است؛ اما در شرایط موجود که دشمن به صورت آگاهانه و برنامه ریزی شده تلاش دارد خانواده را درکشورهای اسلامی نابود کند، تا بتواند تسلط کامل پیدا کند، اختیاری کردن حجاب، با توجه به ضعفهایی که ما در ساختارها داریم، می تواند خیلی مخرب باشد و موجی از بدحجابی را درکشورما ایجاد کند و به این راحتی ها نمی توانیم آن را برگردانیم. الان مسئله ای که داریم این است که باید تجدید نظر اساسی در شیوه تبلیغ حجاب در جوامع اسلامی بخصوص ایران که به‌صورت خاص مورد هجوم دشمن قرار گرفته، تدارک ببینیم. این کار اگر انجام بدهیم به موازاتش اجبار، بی رنگ می شود. اجبار وقتی خودش را پررنگ نشان می دهد که ما کارهای قوی فرهنگی نمی‌کنیم. یعنی الان ما یک نوع، زدگی درتبلیغ حجاب به لحاظ ضعف روش‌هایمان داریم و حتی روحانیِ مملکتِ ما  برای جذب رأی در انتخابات، می‌گوید که چرا ما به چند تارموی زنان گیر می‌دهید و به مسائل دیگر توجه نمی‌کنید! این حرف چون از زبان فردی که لباس دین را پوشیده درمی‌آید، اثر تخریبی‌اش بیشتر است و مردم و مخاطبین هم فکر می‌کنند که خود علما در مسئله حجاب، با هم اختلاف دارند و حجاب، چندان مهم نیست. ما فکر می‌کنیم که هر کسی طلبه شد، علم فرهنگی هم پیدا می‌کند. این نقطه ضعف حوزه علمیه ماست که  واحد آموزش فرهنگی برای همه طلاب نمی‌گذارد تا اینها وقتی به سطوح بالای علمی و می‌رسند، به واسطه عدم شناختشان، یکدفعه جملاتی از دهانشان درنیاید که به فضای کشور آسیب بزند. این خلایی است که ما در حوزه‌ها داریم. برای گذار از مرحله‌ی حجاب اجباری، باید به کار فرهنگی عمیق و دقیق بپردازیم وگرنه موج بی‌حجابی، کشور را فراخواهد گرفت.

  • باتوجه به اینکه شما مسئول کمیسیون فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی هستید، بفرمایید که این شورا مشخصاً چه گام‌هایی برای ترویج صحیح ، مسالمت‌آمیز  و آرام و توأم با اخلاق حسنه اسلامی را برای ترویج حجاب برداشته است؟

کار شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیاست گذاری است و باید چارچوب هایی را تعیین کند و دستگاه ها و سازمانهای دیگر، اعم از فرهنگی و غیرفرهنگی، ملزم به مراعات این سیاست‌ها هستند. غیر فرهنگی را از این جهت تأکید می‌کنم که بدانیم حتی شهرسازی و خانه سازی و سیاست های اقتصادی و اشتغال کشور ما طوری است که در توسعه بدحجابی بانوان جامعه، نقش دارد. برای حل مسئله‌ی بدحجابی، باید حتی روی نوع معماری و خانه‌سازی و اشتغال بانوان، برنامه داشته باشیم و مثلاً اشتغالاتی ایجاد کنیم که زن را هفت صبح تا ده شب، بیرون خانه نگه نداریم و بعد هم درباره خانواده حرف بزنیم. اینها مصیبت‌هایی است که درگیرش هستیم. ما اگر بخواهیم خانواده را حفظ کنیم، هم دستگاه های فرهنگی مان مسئولیت دارند و هم درسیاست گذاری‌مان، در معماری و شهرسازی و اشتغال و سایر عرصه‌های زندگیمان باید برنامه داشته باشیم. در شورای انقلاب فرهنگی درباره این موضوعات معمولاً بحث و سیاست‌گذاری می شود گرچه متاسفانه بخش زیادی از آن، به دلایلی، مورد غفلت و بی توجهی قرار می گرد و اجرا نمی‌شود که خود این قضیه، یک صحبت و فرصت مستقل می‌طلبد.


منبع : شفقنا      1397/6/15 13:19    تعداد بازدید :  29


نظرات بازدیدکنندگان
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود
تعداد بازدید : 29
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )


 
  |صفحه اصلی| | اخبار | |طرحها و خدمات| | اندیشه | |گالری تصاویر| | فروشگاه | | پیوندها | |چند رسانه ای| | دانلود | |مشاوره حجاب| |نقشه سایت| | درباره ما | | تماس با ما |  
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی هنری کاربردی خیبر می باشد. تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.