یکشنبه 28 آبان 1396

این سایت را صفحه خانگی خود کنید      این سایت را به لیست علاقه مندی های خود بیافزایید

بحث تاخیر ازدواج جوانان و عبور میلیون ها جوان از سن ازدواج و در نهایت افزایش متوسط سن ازدواج جامعه به طور جد از سوی مسئولان امر و رسانه ها مورد غفلت واقع شده است. این در حالی است که حجم فشارهای روانی بر ذهن جوانان از خیابان ها گرفته تا فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای روز به روز در حال گسترش است. بدون شک انحرافات جنسی ناشی از عدم کنترل غریزه یکی از تبعات این تاخیر هاست.  به سراغ حجت الاسلام «عباسی ولدی» رفتیم و با ایشان گفت و گوی مفصلی انجام دادیم. ماحصل این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

 
 به عنوان اولین سوال بفرمائید که علت اصلی بروز انحرافات جنسی در جامعه چیست؟ و چرا این روابط نامشروع وغیر اصولی رواج یافته است؟ 

قبل از اینکه بخواهیم به انحرافات جنسی جوانان با جنس مخالف بپردازیم باید به انحرافات جنسی در همجنس ها و علل گرایش به هم جنس گرایی بپردازیم. فکر می کنم اگر بدون پرداختن به این دو موضوع وارد بحث شویم خروجی بحث ناقص خواهد بود. موضوع اولی که در بررسی همجنس گرایی و ارتباط های نا مشروع با جنس مخالف باید در نظر گرفت اصل مسئله ازدواج است و موضوع دوم نگاه دین به مباحث جنسی بشر است.

به صراحت  باید گفت که ما با غریزه جنسی در جامعه مان تعارف کرده ایم. فکر کردیم با قضیه جنسی می توان به صورت نصیحتی و فرمایشی برخورد کرد. با موعظه و نصیحت، نمی توان غرایض جنسی جوانان را کنترل کرد. شاید برخی بگویند خیر، ما چنین تفکری نداشته ایم، ولی در عمل چنین اتفاقی افتاده است.

ما دائما جوانانمان را به عفاف، خویشتن داری و مراقبت از روابط با دیگران دعوت کردیم. در وادی مباحث جنسی بیشتر به سراغ نهی از منکر رفتیم و نیمه امر به معروف که بحث ازدواج هست را فراموش کردیم و یادمان رفته جز تعداد کمی از افرادی که به جهت بیماری روانی گرایش به همجنس بازی دارند،  باقی موارد به جهت عدم دسترسی حلال به جنس مخالف که همان ازدواج است به این سمت و سو کشیده شده‌اند. البته کماکان معتقدم که همجنس بازی در جامعه ما آنقدرها که برخی می‌گویند فراگیر نشده است.

 شما هم معتقدید که همجنس بازی و گرایش به هم جنس یک بیماری ست؟
بله. یک بیماری است. البته تعداد کسانی که این بیماری را دارند بسیار کم است. اینگونه افراد به جنس مخالف گرایش ندارند. البته اینکه می گویم با فراگیر بودن همجنس بازان مخالفم و فراگیر نشده است اینگونه تصور نشود که قابل اعتنا نیستند . تعداد مبتلایان خیلی کم است اما در جامعه وجود دارد.

یکی از عیب های بزرگ ما این است که اجازه می دهیم یک مسئله فراگیر شود،  اجازه می دهیم یک مسئله به یک معضل بزرگ تبدیل شود و بعد تازه بیاییم فکری به حال آن می کنیم.

نمی دانم چرا در جامعه ما واقعا به مسئله جنسی توجه لازم صورت نگرفته است. حتی به اندازه ای که به مسئله خوراک و پوشاک توجه کردیم به مسائل جنسی توجه نکردیم. در بعضی موارد نگاهمان به مسئله غرایز جنسی یک نگاه مسیحی وار است. مسیحیان تمایلات جنسی را یک تمایل پست حیوانی می دانند.

 اگر جوانی الان بگوید کار می خواهم یا غذا می خواهم کسی به او نگاه بدی نمی کند.  اما اگر جوانی به مادرش بگوید که من به جنس مخالفم نیاز غریزی دارم و به همین دلیل باید ازدواج کنم، بسیاری از آدم ها به این جوان بد نگاه می کنند. به عنوان کسی به او نگاه می کنند که شأن پایینی دارد.  مخصوصا اگر این جوان دختر باشد که نگاه ها و کج فکری ها در مورد وی بیشتر می شود. در حالی که دین این گونه نگاه نمی کند.

 موضوعی که این روزها خیلی مطرح است ولی کم به آن پرداخته شده رواج نوعی رابطه به اسم ازدواج سفید و هم باشی ست. این روابط را چطور ارزیابی می کنید؟

من با این ها صحبت کرده ام. مسئله اولشان فرار از مسئولیت است که باعث می شود اینها گرایش به 

اگر جوانی الان بگوید کار می خواهم یا غذا می خواهم کسی به او نگاه بدی نمی کند. اما اگر جوانی به مادرش بگوید که من به جنس مخالفم نیاز غریزی دارم و به همین دلیل باید ازدواج کنم، بسیاری از آدم ها به این جوان بد نگاه می کنند. به عنوان کسی به او نگاه می کنند که شأن پایینی دارد. مخصوصا اگر این جوان دختر باشد که نگاه ها و کج فکری ها در مورد وی بیشتر می شود. در حالی که دین این گونه نگاه نمی کند.

ازدواج طبیعی نداشته باشند. مسئله دوم فرار از سختی ها و موانعی است که بر سر راه  ازدواج وجود دارد.

به نظر شما علت گرایش به همجنس بازی علی الخصوص بحث لواط چیست؟
من با یکی از اینها صحبت می کردم،  می گفت: « ازدواج که نمی توانم بکنم، و اگر بخواهم با یک دختر هم ارتباطی داشته باشم در خانه و خیابان و همه جا گیر می دهند. اما وقتی رفیقم را به خانه می آورم نه در خیابان به من گیر می دهند و نه در خانه مشکوک می شوند. چه ارتباطی از این ارتباط راحت تر است؟»  من این را که شنیدم تکان خوردم! کسانی که در تامین نیاز های غریزی شان به مشکل برخورده اند به سراغ امن ترین و آسان‌ترین راه پاسخ گویی به این غریزه می روند.

 بسیاری از جوانان مشکل مالی را دلیل عدم ازدواج مطرح می کنند. نظرشما در خصوص این مانع چیست؟
 مردم تصور می کنند فقر اصلی ترین عامل ازدواج است. در حالی که نگاه دین اصلا اینگونه نیست. خداوند در قرآن می فرماید جوانان را به ازدواج در بیاورید و اگر فقیر باشند  بی نیازشان می کنم. «وَ أَنکِحوا الأیامـى مِنکُم وَ الصَّالحیـنَ مِن عِبادِکُم وَ إِمائِکُم إِن یَکونوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمٌ
مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید،  همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را. اگر فقیر و تنگ‌دست  باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد.  خداوند گشایش‏دهنده و آگاه است».
به هر حال ما اگر نخواهیم نوع نگاه و روشمان را دینی کنیم باید منتظر غرایض جنسی منحرفانه باشیم.

 با آمارهایی که موید افزایش متوسط سن ازدواج جوانان است موافقید؟ 
بله. قطعا همینطور است. سن ازدواج جوانان الان چند سال است؟ 28 برای پسرها، و بین 23 الی 24 بین دختر ها. در بعضی از کلان شهرها این متوسط سن بیشتر هست. وقتی متوجه فاجعه می شوید که ببینید متوسط سن بلوغ در دختران و پسرها پایین هم آمده است و این فاصله بیش از یک دهه از زمان بلوغ تا ازدواج موجب انحرافات جنسی بسیاری می شود.

متوسط بلوغ جنسی در جامعه ما، در دختران 10 سال است و در پسران 12سال است. بر خلاف تصور برخی که فکر می کنند  قدیمی ها زودتر به بلوغ جنسی می رسیدند  اما با توجه به سبک زندگی مدرن، پسر و دختر امروزی زودتر از گذشته به بلوغ جنسی می رسند. پسران به صورت معمول باید در سن 15 الی 16 سال به بلوغ جنسی برسند و دخترها گاهی تا هنگام ازدواج هم مفهوم فشار غریزه جنسی را درک نمی کردند.

البته ما در مشاوره هایی که داریم با دختران مواجه می شویم که قبل از سن هفت سال دچار انحرافات جنسی می شوند. این یک واقعیت است. اینکه می گویم برخی از واقعیات ها گفته نمی شود از جمله مواردش همین نکته ای است که عرض کردم.  اصلا ن متوجه نمی شوم نگفتن  واقعیت چه دردی را درمان می کند.

پسر وقتی در 12 سال به سن بلوغ می رسد و در 28  سال ازدواج می کند به این معناست که 16 سال بین بلوغ جنسی اش و ازدواجش فاصله ست. این 16 سال را در چه فضایی سیر می کنند؟ واقعا در فضای دهه شصت است؟ خیر، همه چیز در پی تحریک وی هستند. از اینترنت تا ماهواره تا خیابان برای جوان تحریک کننده هست.

دختران هم همین وضعیت را دارند. از 10 سالگی که سن بلوغشان هست تا 23 سالگی که سن ازدواجشان هست، فشار جنسی را تحمل می کنند. یعنی 13 سال دارد با فشار غریزه جنسی دست و پنجه نرم می کنند. من اینجا عذر خواهی می کنم از همه جوانان ولی سئوال من این است که چند درصد از جوانان به صورت واقعی می توانند تا دم ازدواج، از انحرافات جنسی کم یا زیادش در امان بمانند و خودشان را حفظ بکنند؟

فکر می کنید با توجه به این شرایط واقعا چند درصد از جوانان ما به انحراف کشیده نمی شوند ؟
بگذارید من قضاوتی نکنم و قضاوت را به عهده مخاطبان بگذاریم. اما همین قدر بگویم که وقتی شما در برهه‌ای که زمینه ازدواج را باید فراهم می کردید و نکردید، در نهایت باید منتظر باشید که جامعه به انحرافات جنسی مبتلا بشود. و اصلا اگر با چنین وضعی جامعه انحرافات جنسی نداشته باشد باید تعجب کنیم. خودتان تصور کنید جامعه ای را که جوانانش به سن بلوغ رسیده اند و تحریک می شوند اما پاسخی به نیازشان داده نمی شود!
نهایت چیزی که می توانیم توقع داشته باشیم از جوان این است که 5 الی6 سال باید با غریزه جنسی بجنگند. ما چقدر در رسانه ها به این مسئله پرداخته ایم؟ مثلا سایت شما چقدر مصاحبه و مطلب در این خصوص منتشر کرده است؟ متولیان فرهنگی بیایند گزارش بدهند که برای رفع این معضل چه اقداماتی انجام داده اند؟ بسیاری از کسانی که در جامعه ما در حال فعالیت هستند اصلا نگاهشان این نیست. اصلا به یک پسر 19 ساله حق نمی دهند ازدواج کند، تا چه به این برسد که بخواهد راه را برای 

پسر وقتی در 12 سال به سن بلوغ می رسد و در 28 سال ازدواج می کند به این معناست که 16 سال بین بلوغ جنسی اش و ازدواجش فاصله ست. این 16 سال را در چه فضایی سیر می کنند؟ واقعا در فضای دهه شصت است؟ خیر، همه چیز در پی تحریک وی هستند. از اینترنت تا ماهواره تا خیابان برای جوان تحریک کننده هست.

او باز کند و موانع را از پیش روی او بردارد. چند رسانه انقلابی که سنگ رهبری را به سینه می زنند را می شناسید که در خصوص زمینه سازی در خصوص این مسئله کاری کرده باشند؟

پس شما معتقدید کم کاری رسانه ها در این زمینه اثرگذار بوده است ؟ 
این را داخل پرانتز می گویم، احساس می کنم برخی رسانه ها با نگاه رهبری به مسائل گزینشی عمل می کنند. یعنی ما علاقه مندی ها و سلایقی داریم و می گردیم در فرمایشات امام و رهبری و آن قسمتی که موید کارهای ماست را پیدا می کنیم و بزرگ می کنیم. اما این که بخواهیم که به این معنا که بدون در نظر گرفتن سلایق شخصی و منافع شخصی خودمان بخواهیم فرمایشات رهبری را دنبال کنیم و محور را منویات رهبرانقلاب قرار دهیم از نظر من در بسیاری از رسانه ها شاید وجود نداشته باشد. بنده که هر روز تقریبا در رسانه ها در جریان اخبار هستم، نمی بینم چنین چیزی اتفاق افتاده باشد.  نه شاهد یک جریان سازی هستیم، و نه شاهد تحول. حتی هیچ حرکتی را رسانه های انقلابی نیز شروع نکرده اند. حالا کسانی که معتقد به رهبری هستند و افق مد نظر رهبرانقلاب در ازدواج را دنبال نمی کنند قطعا باید توقع داشته باشند انحرافات در جامعه پیدا شود. این عین بیانات مقام معظم رهبری است،‌ خودتان قضاوت کنید ما چه اندازه در مسیر این بیانات حرکت کرده‌ایم:
«چرا سن ازدواج در کشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتیاج ندارد به اطفاء نیاز جنسی و غریزه جنسی؟ ما باید به این، فکر کنیم. خب، از آن‏طرف می‏گویند که اینها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند. ببینیم چگونه می‏شود کاری کرد که همۀ اینها با هم جمع بشود. ما نباید تصور بکنیم که حتماً بایستی یک نفری یک خانه ملکی داشته باشد، یک شغل درآمدداری داشته باشد، بعد ازدواج بکند؛ نه.«اِنَ یَکُونُوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه». این، قرآن است که با ما دارد این‏جور حرف می‏زند».

 بفرمایید که مقوله نهی از منکر چه تاثیری می تواند در این زمینه داشته باشد؟ 
یک داستان معروفی هست که در زمان حضرت امیر المومنین(ع) جوانانی را آوردند و گفتند که استمنا کرده، حضرت تعزیری را بر روی دست وی جاری کردند و بعد گفتند بروید و از بیت المال هزینه ازدواج وی را تامین کنید. یعنی هم نهی از منکر هست و هم امر به معروف. مقام معظم رهبری در بحث نهی از منکر صحبت های بسیار جدی دارند که معتقدم که حتی در جامعه حزب اللهی ما هم جدی گرفته نمی شود. ایشان به شدت تاکید دارند وقتی می گوئیم نهی از منکر امر به معروف نیز در آن وجود داشته باشد. به تعبیر رهبر انقلاب وقتی می گوییم نهی از منکر، برخورد با بد حجابان و بد پوشش ها را باید جزء دهم در نهی منکر بدانیم. ولی در جامعه حزب اللهی مان این جزء اول قرار گرفته است.

این عین بیانات مقام معظم رهبری است:
«در مسأله امر به معروف و نهی از منکر، فقط نهی از منکر نیست؛ امر به معروف و کارهای نیک هم هست. برای جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک، همکاری اجتماعی، ورزش صحیح و معقول و رعایت آداب و عادات پسندیده در زندگی، همه جزو اعمال خوب است. برای یک مرد، برای یک زن و برای یک خانواده، وظایف خوب و کارهای بزرگی وجود دارد. هر کسی را که شما به یکی از این کارهای خوب امر بکنید - به او بگویید و از او بخواهید - امر به معروف است. نهی از منکر هم فقط نهی از گناهان شخصی نیست. تا میگوییم نهی از منکر، فوراً در ذهن مجسّم میشود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکی باید بیاید و او را نهی از منکر کند. فقط این نیست؛ این جزء دهم است».

اگر راهی را که خداوند برای طیبات و مسائل حلال باز کرده است شما مانعش شوید انسان متوقف نمی شود و انسان به سمت حرام منحرف می شود. این یک قانون است. مثال روشن تری عرض کنم، اگر اشتغال در جامعه را نتوانستید به وجود آورید، جوانان سراغ دزدی می روند و قاچاق و رشوه و فساد اقتصادی گسترش می یابد.
در بحث غرایز جنسی هم همین است، راه اصلی مدیریت جنسی حلال، ازدواج است. اتفاقا وقتی آدم وارد روایات و آیات می شود آن چیزی که امروزه به عنوان موانع در مشکلات جنسی دیده می شود از نگاه دین مانع نیست. بلکه مانع نگاه خودمان است.

 تفاوت نگاه دینی به مقوله غریزه جنسی در اسلام با نگاه مسیحیان در این موضوع چیست؟ 
آیت الله جواد آملی که فقیه، فیلسوف و عالم بزرگی هستند. بنده این سخن را خودم در درس تفسیرشان شنیدم که سخنانی قریب به این مضمون 

برای ترویج بی حجابی در فضای مجازی و ماهواره ها به شدت تبلیغ می شود اگر وزیر امورخارجه سابق آلمان یک همجسن گرا بود، معتقدم یک اتفاق نیست. وقتی اینها را کنار هم می گذاریم می بینیم که همه یک جورچین هستند. در فیلم های هالیوودی و ماهواره ای می بینید که انحراف جنسی و مباحث شهوانی یک مسئله کاملا طبیعی و به عنوان یک حق بیان می شود.

می‌فرمودند: «شهوت شرارت نیست، شور مقدسی هست که خداوند در نهاد انسان گذاشته است. خانه ای که یک جوان دارد  به این اندازه شور دارد و جامعه ای که 30 میلیون جوان دارد به همان تعداد شور دارد. و پاسخ به این شور یک راه بیشتر هم ندارد و آن هم فقط ازدواج است. با موعظه و نصیحت حل نمی شود». 

 ببینید این نگاه یک عالم دینی ست. نگاه ما با نگاه مسیحیان تفاوت دارد. آنها به شهوت به عنوان یک غریزه پست حیوانی نگاه می کنند، و می گویند کسانی که می خواهند زندگی این چنینی نداشته باشند راهبه بشوند و در کلیساها زندگی کنند.

من فکر می کنم گاهی اوقات متاسفانه ما در مقابل دین ژست های روشنفکری و روانشناسانه می گیریم. دنبال راه های دیگری جز ازدواج هستیم، چه کار می توانیم بکنیم؟ دین مگر راه دیگری سراغ دارد؟ بله اگر توانایی ازدواج نداشته باشیم طبق دستور دین باید عفت بورزیم و باید هم عفت بورزند.

جوانی که به هر دلیلی الان شرایط ازدواج برایش مهیا نیست ، برای کنترل غرایز شهوانی چه اقداماتی باید انجام بدهد؟
اگر می خواهیم عفت بورزیم و شرایط ازدواج مهیا نیست، باید مراقب نگاهمان باشید، مراقب خواب و خوراک باشیم. خوراک را کمی کمتر کنیم و ورزش و فعالیت های بدنی بیشتری انجام دهیم و برخی از کارهای دیگر که خودش مجال مستقل و مفصلی را می‌طلبد. البته تاکید می کنم راه اصلی ازدواج است. هیچ تعارفی هم وجود ندارد.

جهان: نقش فضای مجازی و ماهواره در به ابتذال کشیدن جوانان تا چه میزان موثر بوده است؟ 
برای ترویج بی حجابی در فضای مجازی و ماهواره ها به شدت تبلیغ می شود اگر وزیر امورخارجه سابق آلمان یک همجسن گرا بود، معتقدم یک اتفاق نیست. وقتی اینها را کنار هم می گذاریم می بینیم که همه یک جورچین هستند. در فیلم های هالیوودی و ماهواره ای می بینید که انحراف جنسی و مباحث شهوانی یک مسئله کاملا طبیعی و به عنوان یک حق بیان می شود.

و متاسفانه بعضی از برنامه های ماهواره ای و شبکه های مجازی هم ترویج روابط نامشروع با محارم را ترویج می دهند. اینها معتقدند به صورت ذاتی انسان تمایل به عمل جنسی با محارم دارد. این را با ادله های به اصطلاح علمی خودشان ثابت می کنند. حالا از طرف دیگر هم در برنامه های کارشناس محورشان اینگونه گرایشات را ترویج می دهند. از طرفی هم وزیر وقت امور خارجه آلمان که بالاترین مقام دیپلمات کشورش هست همجنس گرا می شود  و وقت ازدواجش، از عالی رتبه ترین مقامات آلمانی گرفته تا دیگر کشور ها به او تبریک می گویند.

از طرف دیگر رئیس جمهور سابق فرانسه وقتی از همسر سابقش جدا می شود هم خبر ازدواج و هم جنجال طلاقشان را بدون هیچ ابائی گسترش می دهند. این را در کنار این مسئله قرار بدهید که یکی از ایرادهایی که در برخی از  مذاکرات بین المللی  به ایران می‌گیرند بحث عدم آزادی و به رسمیت نشناختن حقوق همجنسگرایان است.  همه اینها را وقتی می گذارید کنار هم می بینید تکه های یک جورچین هستند و به دشمن آفرین باید گفت. آنها از وزیر امورخارجه شان تا روسای جمهورشان را در اختیار این فرهنگ سازی ها قرار می دهند و یک انسجام قوی بینشان برقرار است.

خب در آخر همه اینها، از اتحادیه اروپا تا سیاستمدارانشان در صدد این هستند که گرایشات جنسی جامعه ایران اسلامی را منحرف کنند. این آفرین دارد که اینگونه عزم راسخی دارند. اما از آن طرف در جامعه ما را بررسی کنید. یک صدم از آن انسجامی که در آن جامعه هست ببینیم آیا در اینجا هم هست؟ آیا این انسجام میان حوزه و ارشاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر ارگان ها وجود دارد و دیده می شود؟ که واقعا اینطور نیست.

غربی ها می آیند ازدواج رئیس جمهورشان را جنجالی منتشر می کنند و طلاقش را هم همینطور. این باعث می شود قبح این مسائل شکسته شود. حالا آیا ما در جامعه خودمان توانسته ایم به جوانان الگوی سالم ازدواج و زندگی مشترک را معرفی کنیم. مثلا بگوئیم پسر فلان مسئول در سن 18 سالگی ازدواج کرد و ازدواج ساده ای گرفتند و این طور هم می توان ساده زندگی کرد؟

از این دست کارهای فرهنگی گرفته تا ساخت فیلم و سریال برای ترویج ازدواج و استفاده از انسان های موفق و ساده زیست در رسانه های مجازی و غیره کارهایی ست که متاسفانه روی زمین مانده است.

 سخن پایانی دارید، بفرمائید.
یادمان باشد ما اگر به هوش نباشیم،‌ دشمن هوشیار است و اگر ما خوابمان بگیرد دشمن بیدار است. ما اگر عقب بمانیم دشمن منتظر ما نمی‌ایستد. اگر بهانه آوردیم دشمن گوشش بدهکار بهانه‌های ما نیست. باید شبانه روز بدون توقع با تمام توان کار کرد،‌ کار صحیح و به تعبیر مقام معظم رهبری تمیز

منبع : جهانیوز      1396/5/3 09:12    تعداد بازدید :  165


نظرات بازدیدکنندگان
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود
تعداد بازدید : 165
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )


 
  |صفحه اصلی| | اخبار | |طرحها و خدمات| | اندیشه | |گالری تصاویر| | فروشگاه | | پیوندها | |چند رسانه ای| | دانلود | |مشاوره حجاب| |نقشه سایت| | درباره ما | | تماس با ما |  
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی هنری کاربردی خیبر می باشد. تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.