یکشنبه 6 خرداد 1397

این سایت را صفحه خانگی خود کنید      این سایت را به لیست علاقه مندی های خود بیافزایید
عشق و «رمان های بانوپسند»

مقدمه
امروزه اگرچه آمار مطالعه و کتابخوانی در جامعه ایرانی بالا نیست و همواره از این موضوع به عنوان یک معضل فرهنگی یاد می شود اما در همین شرایط محجوریت کتب، وضعیت کتب داستان و رمان متفاوت و بهتر از سایر عرصه ها است. در ایران همیشه کتاب های داستان و رمان پرمخاطب ترین و پرخوانش‌ترين کتب بوده و هستند. نکته ای که در این میان قابل توجه و تامل است، نسبت غیرقابل قیاس مخاطبان زن با مخاطبان مرد است. اساسا در ایران کتب رمان برای مخاطب زن نوشته می شوند و اکثر استقبال کنندگان این عرصه نیز زنان و به ویژه دختران نوجوان و جوان هستند. به همین دلیل تِم غالب این رمان ها عاشقانه و موضوعات مرتبط با عشق و روابط عاطفی تشکیل می دهد. این روال به قدری در فضای نشر و کتاب معمول شده است که برخی از این گونه های ادبی عنوان «رمان های بانوپسند» به خود اختصاص داده اند. گویی این رمان ها فقط برای بانوان طراحی شده اند. موضوعات و فضای داستان آنها فضایی زنانه است. اتفاقاً روز به روز نام زنانی که به لیست نویسندگان رمان‌های عاشقانه اضافه می شود،  بیشتر و بیشتر نیز می شوند.
علت استقبال مخاطبان زن از این رمان ها لزوما ساختار و غنای ادبی این آثار نیست بلکه استفاده ابزاری اکثر آنها از  ویژگی های احساسی و عاطفی زنان است که باعث جذب روزافزون مخاطب شده است. این رمان ها اکثرا فضایی رویایی و وهم آلود و خیال انگیز را برای زنان ترسیم می کنند که این ویژگی برای دختران خیال‌پرداز و خام‌ اندیش دوران راهنمایی و دبیرستان -که بیشترین مخاطبان این کتب هستند- عمیق ترین تأثیرات را دارد. این سبک رمان با حداکثر استفاده از مهم ترین و مؤثرترین روحیات بانوان یعنی خیال پردازی، علاقه به معشوق واقع شدن و شنیدن کلمات عاشقانه، به شکل اغراق آمیز توانسته جای خود را میان بسیاری از زنان و دختران باز کرده و به خانه تک تک آنها راه یابد. در یک نظرسنجی که در حدود 440 دبیرستان دخترانه شهر تهران طی سال 91 تا 93 توسط موسسه فرهنگی و هنری خیبر انجام شد و 23871 دانش آموز دختر در این نظرسنجی شرکت کردند، حدود 70% آنان اعلام کردند که رمان می خوانند و اکثر آنها رمان‌های عاشقانه را انتخاب کرده اند.
لذا با توجه به جایگاه مهم رمان های عاشقانه در میان مخاطبان زن و دختر، این گزارش درصدد بررسی کیفیت بازنمایی عشق و مفاهیم مرتبط با آن در آثار برخی از پرفروش ترین رمان نویسان ایرانی می باشد. برخی از این نویسندگان معروف که کتب آنها از پرفروش ترین ها به شمار می روند عبارتند از:
  1. میم. مودب پور
  2. فهیمه رحیمی
  3. ر. اکبری
  4. تکین حمزه لو
  5. نازی صفوی
  6. نسرین ثامنی
  7. فتانه حاج سید جوادی
  8. مریم ریاحی
  9. مریم جعفری
  10. منیر مهریزی مقدم
 
الف) ویژگی های مشترک این آثار
می‌توان گفت همه این رمان ها ویژگی های خاص و مشترکی دارند که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
الف-1) ویژگی های ظاهری
شكل ظاهري يك كتاب اولين حلقه ارتباطي خواننده و اثر است و از ويژگي هاي مهمي است كه ناشران براي جذب خواننده بيشتر از آن استفاده مي كنند. عناوین رمان های عاشقانه عموماً برگرفته از نام یک زن یا دارای مفهومی از عشق، شوق، حسرت و هجران است که بار عاطفی دارد.[1] تصاویری که مکرر در طرح جلد این کتب استفاده می شوند نیز طرح چهره یک دختر یا پسر زیبا، چشم و ابرو، درخت و گل، پنجره، غروب و... است.[2]
 
 در روي جلد بسياري از اين رمان ها مطالب و مستنداتی وجود دارد که بر واقعي بودن حوادث آن تأكيد مي‌كند تا علاوه بر جذب بيشتر مخاطب، ترحم، دلسوزي، واقع نمايي و همزاد پنداري مضاعفي در او ايجاد كند.[3]
 
الف-2) فضاي كلي داستان‌ها
در این داستان ها تقریبا همه چیز بر پایه شانس و تصادف رخ می دهد و بر پایه روش های معقول و منطقی یا تلاش و کوشش شخصیت ها نیست. كشمکش ها بيشتر بر سر عواملي چون زن، مقام و ثروت است. سرنوشت اين داستان ها نيز به طور ناگهاني و با اتفاقاتي كه بيشتر شبيه معجزه است، گره گشايي مي‌شود. فضاسازی غالب در این رمان ها؛ فضاهاي اجتماعي و فرهنگي زمان قاجار [4]يا اوايل سلطنت رضاشاه[5]، زمان انقلاب[6]، مدارس و خيابان ها و گاه روستاها و قبايل [7]است. اما نه فضای واقعی بلکه فضایی بر پایه اوهام و خیالات.
الف-3) شخصيت­های زیبا، عاشق و غیرواقعی
شخصيت پردازي هاي مستقيم، سطحي و تک بعدی كه عمدتاً هم توصيف چهره و ظاهر آنهاست در این گونه رمان ها موج می زند. شخصيت ها ساده وكليشه اي هستند؛ الگوهاي ارائه شده در اين داستان ها عمدتاً دختران و پسران بسیار زیبا و دلربا و بعضاً ثروتمند هستند که به جرم عاشقی دچار کشمکش هایی در زندگی می شوند که برای خواننده هیجان برانگیز است. [8]
بخش مهمي از داستان به توصيف چشم و ابرو و اندام و لباس شخصيت یا شخصيت‌هاي محبوب داستان مي‌پردازد و حتي موشكافي اندام زنان و حركات و عشوه‌هاي آنان كه براي هر خواننده‌اي تحريك آميز باشد.
  • با نمک تر از همیشه بود، پوست سبزه‌ی نمکینش برق می زد. هلال ابروها، چشم های درشت و سیاه ... ارمیا ... به تکه ای از موهای سیاه که از روسری بیرون زده بود، خیره ماند. [9]
  • تو چشماش نگاه کردم... دختر خوشگلی بود! با موهای مشکی بلند و چشمای سیاه و وحشی! ابروهای قشنگ و بلند! برگشتم و تو صورتش نگاه کردم، تو نور مهتاب صورتش خیلی قشنگ بود. چشماش با اون مژه های بلند، موهای کوتاهش که پر از چین و تاب قشنگ و طبیعی بود. دماغ کوچک و ظریفی داشت... [10]
  • واستاده بودم پشت پنجره ش و داشتم دزدکی نگاهش می کردم! ...چشم و ابروش...  گندم از همه دختر عمه هام و دخترای فامیل خوشگل تره![11]
  • صدای فرنوش رو شنیدم... نگاهش که کردم. از همیشه قشنگتر شده بود. موهای سیاه و بلندش... با لبخندی که هزار بار خوشگل ترش می کرد، بطرفم اومد. [12]
  • صورت زیبایی داشت. چشم و ابرو مشکی، با چشمانی کشیده... چشماش طوری بود که ذهن آدم رو دنبال خودش می برد! زیبا و گیرا و قد بلند... وقتی نگاهش می کردی دیگه نمی تونستی نگاهت رو از صورتش برداری! شهره بسیار زیبا بود. قد بلند، خوش تیپ و خوش هیکل. صدای قشنگی هم داشت. [13]
  • روش رو کرد طرف من و گفت : اگه شما مایل باشین، می تونم ترتیبی بدم که به عنوان مدل، تو ویدئوهام شرکت کنن. انگار داشتن قند تو دلم آب می کردن... یه مرتبه یه احساس غرور خیلی شیرین بهم دست داد. [14]
در واقع تنها معیار ارزشمندی شخصیت زن داستان، زیبایی ظاهر اوست. یعنی نویسنده نه تنها خیلی محترمانه و شیک بر «نگاه هوس آلود به زن» صحه گذاشته و آن را تطهیر می کند بلکه آن را ملموس، باورپذیر و منطقی جلوه می دهد و همانطور که دیده شد نگاه های هرزه مردان به زنان نیز به شکل حرفه ای تطهیر می شود.
 مردان این داستان ها نیز خوش تیپ، جذاب، قوی، فداکار، شجاع و ثروتمند هستند که شیفته و واله زیبایی چهره و اندام شخصیت محبوب داستان هستند و معشوق خود را فقط به خاطر خود او دوست دارند. اصلا توقع و خواسته شخصی خود از زندگی را دنبال نمی کنند بلکه تمام تلاششان برای ایجاد لذت و آرامش براي دختر مورد علاقه‌ي‌شان است. نویسنده در توصیف جذابیت‌های شخصیت‌های مرد داستان نیز به قدری مبالغه می کند که بارها مشاهده شده خوانندگان اصلی این کتاب ها (زنان) اعلام کرده اند که عاشق این شخصیت خیالی داستان شده اند و آرزوشان این است که روزی به او برسند!
  • پریا نگاهش کرد، چشم های ارمیا می درخشید، دو چشم سیاه و زنده­ی او در صورت شفافش برقی گیرا داشت، برق خیس دندان هایش از لابلای لب های صورتی اش پیدا شد، صدای ارمیا همیشه تارهای دلش را می لرزاند ... [15]
  • با خنده ای که توی صدایش بود، گفت:  بخواب. من این جام.
چقدر حرارت تن و آغوشش، آرامش بخش بود و رفتار آن شب محمد برایم چقدر شیرین بود. او همان طور که آرام آرام روحم را با محبتش آشنا می کرد، جسمم را هم به خودش عادت می داد و این برایم بی نهایت لذت بخش بود. نمی دانم چند درصد از زن ها این شانس را داشته اند و چشیده اند.[16]
  • تا حالا امید را به این زیبایی ندیده بود. از لغزیدن موهای نرم وسیاهش روی پیشانی خوشش آمد. طرز ایستادن امید لبخند شیرین ودلچسبی که روی لبش بود، قلب عطرین را فشرد. دلش را لرزاند... امید به عطرین نگاه کرد.همان نگاه همیشگی.همان نگاه آشنا. پراز راز. همان نگاهی که عطرین همیشه ازآن می گریخت. [17]
 
ب) کیفیت بازنمایی عشق
از آنجائی که عشق همیشه مفهومی ارزشمند و متعالی داشته، نویسندگان این آثار پیام های خود را در قالب این مفهوم مطرح می کند. اما عشقی که در این آثار مطرح و بازنمایی می شود، چیزی به جزء عشقی است که مورد تایید عقل و شرع است. عشق موجود در رمان های ایرانی حتی عشق به معنای نازل ترین سطح از علاقه میان دو نفر هم نیست، بلکه نوعی هوس و تمایل جنسی است که با ادبیات عاشقانه به خورد مخاطب داده می شود. هر چند نویسنده تمام تلاش خود را می کند که به شکل حرفه ای معنای عشق و هوس را جا به جا کند اما اکثر اوقات دست او رو می شود. عشق بازنمایی شده در این رمان ها معمولا دارای ویژگی های زیر هستند:
ب-1) عشق لحظه ای، عشق پاک و صادق است
تقریبا تمام عشق های شکل گرفته در رمان های عاشقانه در اثر یک نگاه یا بعضاً یک کلام یا یک برخورد رخ داده و تا پایان داستان، تمام کشمش‌ها بر سر همین عشقی است که در یک لحظه شکل گرفته است. نویسندگان این آثار در طراحی صحنه شکل گیری این عشق، تمام توانمندی و خلاقیت خود را به کار می گیرند تا محتوای تکراری آن کمتر به چشم بیاید. اين رمان ها مصرانه بر این گزاره تاکید می کنند که عشقی که در یک لحظه بوجود می‌ آید، بسیار مهم و مقدس است و باید به آن احترام گذاشت.
لحظه شکل گیری عشق عموماً بر اثر برخورد یک نگاه میان دو جنس مخالف رخ می دهد و نویسنده درباره جذبه و عمق زیبایی‌ این نگاه، جملات اغراق آمیز فراوانی می نویسد و این در حالی است که در آموزه های دینی و اخلاقی درباره کنترل چشم در نگاه به نامحرم تأکید فراوانی شده است[18] و در علوم روانشناسی و بیولوژی ثابت شده که تبادل نگاه بین دو جنس مخالف عامل تحریک غریزه جنسی و شکل گیری علاقه ای بین آن دو می شود که توان تصمیم گیری عاقلانه درباره ادامه ارتباطشان را از آنها می گیرد. [19]
  • به یکباره نگاهشان در هم گره خورد و احساس شیرینی به هردو دست داد. [20]
  • بازم شب از نیمه گذشته و خوابم نبرده. نمی دونم چرا نگاه امروز دکتر اونطوری دلمو لرزوند؟ [21]
  • این حرفها رو که شنیدم تو دلم لرزید. یه احساس عجیبی بهم دست داد. دلم می خواست... [22]
  • ازم پرسید من رو دوست داری؟ به دلم رجوع کردم، دیدم دوستش دارم. بهش گفتم نمی دونم هاسمیک، امّا از دیروز که تو رو دیدم و باهات حرف زدم دلم می خواد همه ش پیش تو باشم. گفت خب این دوست داشتنِ دیگه! گفتم آره، انگار دوستت دارم... [23]
  • به چشمانش خیره شدم. مانند خرگوشی اسیر مار... [24]
  • تند برگشتم ببینم کیه ! یه لحظه مات شدم ! فرزین بود ! اما این دفعه... ازش خیلی... خوشم اومد... یعنی عاشقش شدم ! [25]
  • نگاه امید را با تمام وجود کاوید. نگاهش آرام بودومطمئن. قلبش فروریخت. داغ شده بود. نگاهش را دزدید که امید از لرزش چشم هایش لرزش قلبش را نبیند. [26]
 
ب-2) قدرت عشق
نویسنده به قدری درباره جذابیت و عمق عشق و رابطه احساسی- غریزی شکل گرفته میان دو نفر مدیحه سرایی می‌ کند و از لذت، شیرینی و شکوه و عظمت آن می گوید که هر خواننده ای احساس خواهد کرد که اگر این لذت را در زندگی اش تجربه نکند ناکام از دنیا خواهد رفت! در تعریف آنان، عشق همان واقعیتی است که اگر کسی خود را از لذت آن محروم کند به زندگی خود جفا کرده و بهره‌ای از زندگی اش نبرده است.
شکل گیری این باور در برخی خوانندگان به قدری قوی است که عده ای از زنان متأهل که تا قبل از خواندن این کتاب ها احساس خوشبختی می‌ کرده اند بعد از خواندن این رمان ها اعلام کرده اند از اینکه قبل از ازدواج چنین عشق شیرین و آتشینی را تجربه نکرده اند ناراحت و افسرده شده اند. [27]
نویسنده گاه بقدری در شور و هیجان و تب و تاب عشق دو دلداده اغراق کرده و خواننده را با خود همراه می کند که برخی خوانندگان در غم دست نیافتن شخصیت داستان به معشوق خود گریه می کنند، افسرده می شوند و گاهی آنها را در خواب می بینند.
او با به تصوير كشيدن عظمت اين عشق، عدم توان مديريت و كنترل آن توسط عاشق را نشان داده و به نوعي اثبات مي‌كند كه چاره‌اي جز تسليم در برابر این طوفان را ندارد. لذا در چنين شرايطي عاشقِ ناتوان از كنترل هوس خود، اختيار را از کف داده و در سيل خروشان آن چه بخواهد و چه نخواهد به هر طرف كه معشوق باشد كشانده مي‌شود. به این ترتیب نويسنده بدون اشاره به پیامدهای اين گونه روابط پيش از ازدواج، آن را نه تنها شيرين و دلچسب بلكه صحيح و بر حق معرفي مي‌كند و به اين دليل است كه از نظر او عشق هر عمل نادرست و غير اخلاقي را توجيه كرده و طبيعي جلوه مي‌دهد.
  • قلب پریا زیرو رو می شد و چیزی در دلش چنگ می انداخت. دستش را از دست ارمیا بیرون کشید، دستش عرق کرده بود... [28]
  • نفس حبس کرد، نگاهش هنوز در نگاه مشتاق و پرغرور فرخ خیره مانده بود... [29]
  • انگار با نگاهش آتیشم زد. دلم می خواست پرواز کنم. اونقدر خودش رو تو دلم جا کرده بود که اگه سرکیس مجّانی هم می خواست براش کار می کردم! [30]
  • بی اختیار محو تماشای تابلوی یاسمین شدم. چهره گیرایی داشت. موهای بلند و چشمهایی وحشی! حق داشتم اسیرش بشم یا نه؟! حق داشتین استاد. [31]
  • می‌دونستم که اگه چشمم به چشماش بیفته ممکنه دیگه نتونم بخودم مسلط باشم! اصلاً نمی‌فهمیدم کدوم طرف باید برم! مسیر ده رو فراموش کرده بودم! حواسم به هیچی نبود! یه مرد خوش قیافه و خوش تیپ و جوون داشت خیلی راحت بهم اظهار علاقه می‌کرد! اونم با اولین برخورد! [32]
  • از زیر چشم به صورت بهار نگاه می کردم. نور شعله ها افتاده بود تو صورتش و موهاش... بقدری خوشگل شده بود که دلم می خواست همونجا بغلش کنم! [33]
  • کامیار که چشمش به شقایق که یه دختر خوشگل بود افتاد انگار اصلا یادش رفت... [34]
ب-3) تقدیس عشق اول
همانطور که گفته شد عشقی که در این داستان‌ها مطرح شده و درباره آن جار و جنجال به پا می‌شود، عشقی است که در یک لحظه بوجود می‌آید و در خلال داستان به اوج شور و هیجان می‌رسد. در نگاه نویسنده این رابطه و عشق شکل گرفته، که عموماً همان عشق اول است، قداست بسیار زیادی دارد و باید حتماً به آن احترام گذاشت وگرنه یک عمر پشیمانی را به همراه خواهد داشت. نویسنده در فراز و فرودهای داستان به هر شکل ممکن ذهن خواننده را به شدت درگیر این رابطه عاطفی کرده و او را به جایی می‌رساند که با تمام وجودش آرزو دارد عاشق دلباخته و یا در مواردی دو دلداده داستان به هم برسند. هر چند وصال این 2 به سال‌های طولانی به تعویق بیفتد و حتی اگر این وصال در میانسالی و پیری رخ دهد. نويسنده وصال دو عاشق را پس از سال‌ها هجران با پر عاطفه‌ترين و جذاب‌ترين كلمات و حركات بيان مي‌كند.
در مواردی هم که وصال رخ نمی‌دهد و یکی از این دو نفر یا هر دوی آنها بدلیل بازی سرنوشت با فرد دیگری ازدواج می‌کنند، پس از سال‌ها بر اثر مرگ یا طلاق از همسر خود جدا شده و به عشق اول خود می‌رسند. در واقع در طی سال‌هایی که متأهل بوده‌اند نیز با فکر عشق اول با همسر خود زندگی می‌کرده‌اند! نویسنده تلاش می‌کند به مخاطب این پیام را منتقل کند که باید همه سختی‌ها را در راه رسیدن به عشق اول تحمل کرد وگرنه به دردسرهای زیادی دچار می‌شود، چون هیچ گاه اثر عشق اول در ذهن از بین نخواهد رفت و به همین خاطر حسرت ابدی به همراه خواهد داشت.
تقدیس "عشق اول" در رمان های روزهای سرد برفی (فهیمه رحیمی)، بعد از او(تکین حمزه لو) سیاه و سفید( مهناز پارسيان)، پریا (ر. اکبری)، شراره (زهرا رضايي) و... نيز دیده می شود.
ب-4) عشق با طعم هوس
مهمترین دست مايه‌ي نويسنده براي القاء اين‌گونه عشق‌هاي آتشين، علاوه بر توصيف چشم و لب و ابرو و نگاه و ناز و عشوه‌ شخصيت‌هاي مورد نظر، بيان روابط پنهاني دختر و پسر و به تصوير در‌آوردن لحظات شيرين و جذاب آشنايي و استمرار آن و بیانات عاشقانه و معاشقه بين دو دلداده است که بعضا حتی به توصيف صحنه‌هاي بوسه، هم آغوشي و عمل جنسي و شب زفاف نیز منجر مي‌شود.
در اين ميان نويسندگاني چون م. مودب‌پور (پرمخاطب ترین عامه نویس در میان دختران دبیرستانی) [35]كه به بهانه آزادي تعمداً به دنبال اجراي پروژه‌ي حيا‌زدايي هستند، به راحتي با بيان كلمات ركيك و مشمئزكننده و توصيف شرابخواري، صحنه‌هاي تجاوز و تعرض به يك زن و توصیف زندگي زنان فاحشه، به تقديس فحشا پرداخته و رسماً و خيلي مستقيم با تبليغ روابط دختر و پسر نظر خود در لا‌قيدي و بي‌بند و باري جنسي را خيلي شيرين به خورد مخاطب مي‌دهند.
آنان به شكل واضحي ارزش انسان از نگاه اسلامي را نفي كرده و نگاه‌ها و روابط حرام اما پر هيجان غير ضروري و عموماً جنسي دختر و پسر را يك امر طبيعي و لازم براي ادامه زندگي بشر معرفي مي‌كنند و چون در ایران فضای مناسبی برای این گونه رفتارها نیست، ضمن اين‌كه قیود اجتماعي كشورمان را مورد طعنه قرار مي‌دهند و مفهوم عفت و نجابت را طور ديگري معرفي مي‌كنند، ايران را به‌عنوان كشوري كه نماد خفقان و اسارت براي آزادي‌هاي دختران است نشان داده و در عوض غرب را مدينه فاضله و محل شكوفايي استعدادهاي (هرزگي‌هاي جنسي) جوانان معرفي مي‌كنند.
  • يلدا: اگه من نتونم اينجا بمونم چي؟ حاضري با من بياي امريكا؟
 سياوش: نمي‌دونم شايد.
 يلدا: درست فكر كن بعد بگو.
سياوش: آخه من ايران رو دوست دارم. اينجا وطن منه.
 يلدا: وطن آدم اونجاييه كه زندگي مي‌كنه و بهش آزادي و امنيت مي‌ده! در واقع اين احساس فقط يه عادته! تو الان فكر مي‌كني كه من وطنم رو كجا مي‌دونم؟ اينجا؟ ...من اينجا چي دارم؟
سياوش: خيلي چيزا، اينجا خونه توئه!
 يلدا: تو خونم بايد بزور روسري سر كنم؟ بايد يه گوشه اين خونه بشينم تا يكي ديگه برام تكليف معين كنه؟ ببين سياوش من اگه اينجا بمونم فنا مي‌شم! تمام ساعتهاي زندگيم داره بيخودي مي گذره و از بين مي‌ره! ببين، اينجا هنوز همه دارن تو سرو مغز همديگه مي‌زنن كه مثلاً يه دختر تنهايي مي‌تونه بره خارج براي درس خوندن يا نه! مثلاً يه دختر مي‌تونه با فلان لباس بياد از خونه بيرون يا نه! همه نشستن و سر همديگه داد مي‌زنن كه مثلاً پونصد سال پيش كه فلاني يه حرفي زده يا يه شعري گفته، معنيش اين بوده يا نه![36] و هزار تا چيز پيش پا افتاده ديگه! اون وقت تو همين زمان كه اينا سرشونو با اين چيزا گرم مي‌كنن، تو كشوراي خارجي، دقيقه‌اي يه اختراع مي‌شه! اينجا همه دارن وقتشون رو تلف مي‌كنن![37]
  • هدایت – نه! کی گفته ما (ایرانی ها) خوب خوبشیم؟ چون محبت زیاد داریم خوبیم؟ محبت بی منطق خیلی زود هم تبدیل به نفرت بی منطق می شه!
تعارف های بی خودی و کشکی! نوکرم چاکرم ظاهری! جونم قربونت برم الکی! تو تا حالا شنیدی  یا دیدی که مثلاً یه آدم اروپایی به یه نفر بگه من نوکرتم؟! نه. غیر ممکنه شنیده باشی. اصلاً تعارف و از این جور حرف ها ندارن! برای همین روی حرف هاشون می شه حساب کرد. حالا ماها! صد بار به رفیقمون می گیم فدات شم، تو رو خدا کاری داری فقط به من بگو! مخلص تم! امری داری در خدمتم!
اما تا یه کار ازش میخوای هزار جور بهانه برات می آره! تازه حواست جمع نباشه، سرت رو کلاه می ذاره! حالا بگو ببینم کجا ما(ایرانی) خوب خوبشیم؟![38]
 
  • دستش را دراز کرد و آرام مرا گرفت توی بغلش و دست دیگرش را گذاشت زیر سرم. همانطور که پشتم به او بود، خود را توی بازوانش قایم کردم ... چقدر حرارت تن و آغوشش، آرامش بخش بود و رفتار آن شب محمد برایم چقدر شیرین بود. [39]
  • حسین با ملایمت لبها و پیشانی‌ام را بوسید: نگران نباش عروسک! چیز مهمی نبود...
خم شد و محکم در آغوشم گرفت: مهتاب وقتی عصبانی هستی هزار بار خواستنی تر و خوشگل تر می شی ...
سرم را روی زانوانش گذاشت و نوازشم کرد، آنقدر آرام شدم که خوابم برد و در واقعیت اما از خواب پریدم! هنوز انگار اثر تماس دستهایش را روی موهایم حس می کردم... [40]
  • سایه روی او خم شد، شقایق او را نمی دید اما نفس گرمش را روی صورت و گردن خود احساس می کرد. دستی به ملایمت زیر بازوی او را گرفت و... [41]
  • بلافاصله چند تا از دخترها رفتن جلو و شروع کردن به رقصیدن. اون پسره هم ... می‌خوند و گاهی هم با دختر ها می‌رقصید ... یکی دو تا از پسرها رفتن وسط و رقصیدن. چقدر ناراحت شدم که چرا یادم نبود دوربینم رو با خودم بیارم. به ‌قدری اون چند تا دختر و پسر قشنگ می رقصیدن و بقدری موزیک آهنگ رو براشون قشنگ اجرا کرد که... داشتم می مردم که یه جوری بشه و منم برم برقصم. [42]
  • لب های داغ فرخ گردن او را سوزاند. او را بوسید و... پریا خندید. فرخ نگاهش کرد و سرش را روی سینه ی پریا گذاشت... فرخ راضی و پرولع به اندام پریا خیره ماند... [43]
  • بوی تن ارمیا را حس می کرد، نیازی خام و نیازموده درونش سر می کشید... داغی تن ارمیا تنش را می سوزاند، گاهی آرنج ارمیا به پهلو و دست او می خورد ... [44]
به تصوير كشيدن صحنه‌ي تجاوز‌هاي جنسي يكي از روش‌هايي است كه مكرراً در رمان‌هاي عاشقانه به‌چشم مي‌خورد. گويي نويسنده به بهانه‌ي زشت و كثيف بودن تجاوز مي‌تواند رفتارهاي مستهجن و ممنوعه جنسي را بيان كرده و به اين طريق به ‌شكل ظريفي از خط قرمز‌هاي جامعه خارج شده و ويژگي متفاوت و جذابي براي اثر خود ايجاد كند.[45]
 
تأثیر رمان‌های عاشقانه بر زندگی خوانندگان آن
تخیل یکی از نیرومندترین و همگانی‌ترین توانایی‌های بشر است که به واسطه آن خلاقیت و زمینه سازی برای اختراعات، شعر و شاعری، هنر، قصه و رمان شکل می‌گیرد. اما خیال بافی بر پایه آرزوهاست. به طوری که آرزوها را بدون توجه به واقعیت‌ها برآورده شده و یا در حال برآورده شدن می بیند. اتفاقی که این رمان ها در شخصیت مخاطبان خود رقم می زنند، بیشتر از جنس توهم است تا تخیل...
واقعیت گریزی و رویاپردازی
در هر دوره از زندگی انسان‌ها، خیالبافی وجود دارد، اما در دوره نوجوانی شدت آن بیشتر است و نوجوانان بیشتر در این فضای شیرین غرق‌اند. این خیالبافی در مورد زنان و دختران به دلیل ساختار ذهنی مبتنی بر احساسات آنان، مضاعف می‌شود. از سوی دیگر با توجه به مطالعات روانشناختی، دختران به جهت شنیداری بودن[46] بیش از پسران به متن و آنچه می‌شنوند واکنش نشان می‌دهند و تحریک می‌شوند.[47] در واقع یکی از دلایل اقبال زنان، خصوصاً دختران نوجوان، به سمت این رمان­ها همین است.
 نویسندگان عاشقانه عامه‌پسند که غالب آنان را زنان تشکیل می‌دهند، با ایجاد فضایی سطحی و ساده انگارانه از خیالات و رویاهای واهی با موضوعات تکراری و کلیشه‌ای احساسات مخاطبان خود را درگیر مسائل عاطفی کرده و آنان را وارد دنیایی وهم آلود و لذت بخش می‌کنند و بدین ترتیب از آنان افرادی رویایی و واقعیت گریز می‌سازند كه توان مقابله با حقايق زندگي، كنترل و مديريت آن و تصميم‌گيري‌هاي صحيح را ندارند و به همين دليل خيلي زود دچار سرخوردگي و افسردگي مي‌شوند.
همزاد پنداری با شخصیت های غیر واقعی
خواننده خود را در کنار شخصیت رمان حس می‌کند و با آنها گریه می‌کند، می‌خندد، همدردی می‌کند و با آنها زندگی می‌کند، گویی این حادثه برای خود او رخ می‌دهد و این اتفاقات را به عنوان تجربه‌ای در زندگی خود به حساب می‌آورد و راه و رسم شخصیت و قهرمان داستان را الگوی خود قرار می‌دهد. نوجوانان به خاطر ویژگی‌های روحی و تمایلات خاص خود، بیشتر و سریع­تر صحنه سازی می‌کنند و رفتارهای شخصیت داستان را می‌پذیرند و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند.
توقعات بالا در ازدواج و خانواده
همان‌طور که گفته شد محور و شالوده اصلی در این رمان ها مقوله عشق است. موضوعی که به­خصوص برای مخاطب نوجوان ویژه، تازه و هیجان انگیز است. نوجوانان برای کسب اطلاعات بیشتر از مسایلی که دغدغه‌های ذهنی آنها شده است و آنها را به دنیای بزرگترها نزدیکتر می‌سازد، راه‌های مختلفی را امتحان می‌کنند، دیدن فیلم‌های رمانتیک و مطالعه رمان‌های عاشقانه از این قبیل روش‌هاست. در این رمان‌ها به جای به تصویر کشیدن مفهومی صحیح و واقعی از لطافت عشق، تصویری به شدت اغراق شده و دروغین از آن ارائه می‌دهند. در این قصه‌ها نوعا عشق بر عقل برتری دارد. نوجوانان با خواندن این‌گونه رمان‌ها، تصویری از آینده را برای خود ترسیم می‌کنند که با واقعیت‌های جامعه تطابق ندارد، تجسمی از زندگی عاشقانه غلو شده، روایی و غیر واقعی و تعریفی غلط از عشق مردانه.
خواننده توقع دارد با مردی ازدواج کند که مانند مردان این داستان‌ها شجاع، قوی، فداکار، بی‌توقع و از همه مهمتر، عاشق سینه چاک او باشد. زیرا او تصور دیگری از زندگی مشترک ندارد. لذا عموماً خواستگارهایی که به شکل سنتی تقاضای ازدواج با او دارند را نمی‌پذیرد، زیرا چنین سبک زندگی‌ای را بی‌معنی و بی‌هیجان می داند. این دختران تصور درستی از زندگی واقعی و حقیقی و مهارت‌های آن ندارند.
به همین دلیل به معیارهای صحیح انتخاب همسر آینده خود و ارزش‌های لازم برای زندگی مشترک نمی‌اندیشند، چون تصور می‌کنند داشتن کیمیای عشق برای همه چیز در زندگی کافی است و گاهی برخی از این دختران تا آخر عمر منتظر شاهزاده سوار بر اسب سفید خود می‌مانند. مردی که هرگز وجود خارجی ندارد. این دختران حتی پس از ازدواج و تشکیل خانواده نیز به­دلیل اینکه در تخیلات و توهمات خود سیر می‌کنند دچار مشکل می‌شوند. در واقع تصوری که در آنها از شخصیت مرد و همسر به‌وجود می‌آید یک تصور غلط و غیر ممکن است. مردی که عاشق آنها باشد و همواره در همه شرایط زندگی به آنها ابراز عشق و جان نثاری کند، هرگز آنها را نرنجاند و در زندگی هیچ توقعی از آنان نداشته باشد.
توهم عاشق شدن
با توجه به اهمیتی که مقوله «عشق اول» در این رمان ها دارد، خواننده ای که به شدت تحت تأثیر آن ها قرار گرفته، به‌طور ناخودآگاه دنبال عشق واقعي خود می‌گردد. به همین دلیل در شرایط مختلف و مناسبات متفاوت در برخورد با جنس مخالف دائماً این سؤال را از خود می‌پرسد که «آیا این همان کسی نیست که قرار است عشق واقعي من باشد؟» او در تخیلات و توهمات خود به دنبال یک احساس خاص و البته شیرین و مقدس نسبت به یک نفر می‌گردد. که حتی اگر آن را نیابد آن را برای خود می‌سازد و پس از مدتی خود را درگیر شور و هیجان آن می‌کند. در چنین شرایطی عموماً یک عشق خیالی و یک طرفه ایجاد می‌شود که شاید بتوان گفت تحمل سختی‌هایش از عشق‌های دو طرفه بیشتر و سنگین‌تر است. چون او تنها در خیال بافی‌های خود با معشوق خود حرف میزند، می‌خندد، سفر می‌رود، لذت می‌برد و زندگی می‌کند، بدون اینکه طرف مقابل اصلا از این ماجراها کوچکترین اطلاعی داشته باشد.
نتایج چنین شرایطی علاوه بر افت تحصیلی یا ترک تحصیل و عدم رشد علمی و عملی و اخلاقی، از دست دادن اعتماد خانواده، دوستان و آشنایان و تنهایی آنها در سخت‌ترین دوران زندگی‌شان است. حتی در مواردی که این افراد هرگز به عشق خیالی خود ابراز علاقه نمی‌کنند، پس از ازدواج و سال‌ها زندگی مشترک از اینکه نتوانسته اند به «عشق اول» خود برسند احساس غبن می‌کنند. حتی برخی از آنها تصور می‌کنند مثل ماجراهای این رمان‌ها روزی به آن معشوق واقعی خود که حالا همسر زن دیگری است خواهند رسید. این روحیات در زنانی که بعد از ازدواج نیز با خواندن این رمان ها وقت می گذرانند دیده می شود و متأسفانه در مواردی خیانت به همسر و ارتباط با عشق اول در این افراد دیده می‌شود.
پاسخ‌های خطرناک به دغدغه‌های نوجوانان
در سیر داستان، راه حل‌ها و پاسخ‌های غلط به دغدغه‌های نوجوان در رابطه با ازدواج و جنس مخالف و مرد آرمانی او ارائه می شود. هر عمل و رابطه غلط و غیر متعارف با این تعریف نادرست از عشق، تطهیر و توجیه شده و طبیعی قلمداد می‌شود و با رقم زدن پایانی خیر و خوش بر آن صحه می‌گذارند. از این منظر بیشترین مسائلی که دست‌مایه این رمان‌ها قرار می‌گیرد، ترویج هم خانگی و ازدواج سفید، عشق‌های مثلثی، خیانت و ناکامی‌های عشقی، گرایش به دوستی‌های خیابانی، عدم رعایت محرم و نامحرم، عادی سازی اختلاط زن و مرد، قبح شکنی از روابط جنسی و حتی تشریح آن است که سبک زندگی و عقاید مشتریان این کتاب‌ها را تحت الشعاع قرار می‌دهد. در واقع نفوذ این گونه رمان ها به بدنه جامعه مهم ترین نقش را در سرعت بخشی به روند حیازدایی و عادی سازی این گونه روابط داشته است.


نویسندگان: نعیمه اسلاملو، آزاده اکبری
 
 

[1] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان
مودب پور,م.1381.تهران: شیرین.انتشارات شادان
اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی
رحیمی,فهیمه. 1370.تهران: تاوان عشق.انتشارات نشر چکاوک
 جعفری, مریم. 1381. تهران: شبهای غربت. انتشارات نشر چکاوک
[2] . رحیمی, فهیمه.1383. تهران: شیدایی. نشر چکاوک
ثامنی,نسرین. 1384. تهران: زخم انتظار. انتشارات آفرینش
 مودب پور,م.1381.تهران : پریچهر.انتشارات نسل نواندیش.
مهریزی مقدم ,منیر .تهران : کوچه . انتشارات شادان
خسدونجدی, رویا. 1388. تهران: شب نیلوفری. انتشارات یسنا
 رحیمی, فهیمه.1392. تهران: ماندانا. انتشارات نشرچکاوک
[3] ثامنی,نسرین.1388.تهران: شکوه عشق. انتشارات علم
[4] سیدجوادجواهری, مهناز.1386.تهران: عشق در سالهای مشروطه. انتشارات نشر البرز
[5] حاج سیدجوادی ,فتانه.1375.تهران: بامدادخمار.انتشارات نشر البرز
[6] کریم پور, حسن. 1387. تهران: ازدیاری به دیار دیگر. انتشارات علم
[7] معینی, ماندانا. 1388. تهران: کژال. انتشارات نیریز
 معینی, ماندانا. 1389. تهران: ننه سرما. انتشارات نیریز 
ثامنی, نسرین.1379.تهران: داغ شقایق.نشر چکاوک
[8] . شخصیت های: فرنوش (مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان) – کیمیا (معینی,ماندانا.1390.تهران : آن تابستان. انتشارات نسل نواندیش)- امید (نوروزی,ماندانا.1385.تهران: شب نقره ای .انتشارات جاجرمی.) – آیدین (ثامنی, نسرین.1379.تهران: داغ شقایق.نشر چکاوک)
[9] اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی. صفحه 71
[10] مودب پور, م.1382.تهران : گندم. انتشارات علم. صفحه 134
[11] مودب پور, م.1382.تهران : گندم. انتشارات علم. صفحه 27
[12] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان. صفحه 135
[13] مودب پور,م.1381.تهران : پریچهر.انتشارات نسل نواندیش. صفحه 176
[14] معینی, ماندانا .1382. تهران : شینا .انتشارات علم.صفحه 55
 
[15] اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی. صفحه 28
[16] صفوی,نازی.1386.تهران: دالان بهشت.انتشارات ققنوس. صفحه61
[17] نوروزی,ماندانا.1385.تهران: شب نقره ای .انتشارات جاجرمی.صفحه 325
[18] . قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ
به مردان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ...
و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند...  نور، آیه-31 30
امام علي عليه السّلام:چشم، قلّاب شيطان است و چشم‏پوشى بهترين راه دورى از شهوات است. مصباح الشریعة، ص 9
امام صادق  علیه السلام:نگاه‏ (به‏ نامحرم‏) تيرى مسموم از تيرهاى شيطان است و چه نگاه‏هايى كه اندوه طولانى را در پى داشته است. منابع فقه شيعه(ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، ج‏25، ص591
 
[19] . نتیجه آزمایش صورت گرفته توسط Robert Epstein منتشر شده در سایت : http://www.scientificamerican.com و نیز ر.ک وب سایت thebodylanguageattraction.com و روزنامه ایندیپندنت، 7 نوامبر 2007، independent.co.uk
[20] شفقتیان,میترا.1385.تهران: امید زندگی.انتشارات موسسه اندیشه کهن پرواز. صفحه 362
[21] شفقتیان,میترا.1385.تهران: امید زندگی.انتشارات موسسه اندیشه کهن پرواز. صفحه 43
[22] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان. صفحه 198
[23] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان. صفحه 201
[24] حاج سیدجوادی ,فتانه.1375.تهران: بامدادخمار.انتشارات نشر البرز. صفحه 58
[25]  معینی,ماندانا.1390.تهران : آن تابستان. انتشارات نسل نواندیش. صفحه 24
[26] نوروزی,ماندانا.1385.تهران : شب نقره ای .انتشارات جاجرمی. صفحه 325
[27]براساس نظرسنجی‌ موسسه خیبر  میان بیش از 100 بانوی متاهلی که این رمان ها را مطالعه کرده اند
[28] اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی. صفحه 28
[29] اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی. صفحه 385
[30] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان. 199
[31] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان. صفحه 298
[32] معینی,ماندانا.1391.تهران:. کژال.انتشارات نیریز. صفحه 99
[33] مودب پور,م.1381.تهران: شیرین.انتشارات شادان. صفحه 484
[34] مودب پور,م.1382.تهران :. گندم .انتشارات علم . صفحه 218
 
[35] براساس نظرسنجی‌ موسسه خیبر که در مقدمه آورده شده
[36] نویسنده به شکل وقیحانه ای با آوردن عبارات "پونصد سال پیش" به جای "و" فلانی یک شعری گفته یا یک حرفی زده "، به سخنان پیامبر و ائمه معصومین(علیهم‌السلام)، اشاره می کند وبا اشاره به شعر بودن این مفاهیم، از همان حربه کهنه مردم جاهل زمان پیامبران و بطور خاص پیامبر اکرم(ص) استفاده می کند یعنی لقب "شاعر و مجنون" به پیامبران الهی.
 
[37] مودب پور. م.1380.تهران : یلدا. انتشارات شادان. صفحه 317
[38] مودب پور,م.1381.تهران: یاسمین.انتشارات شادان. صفحه 376
[39] صفوی, نازی.1386.تهران : دالان بهشت.انتشارات ققنوس. صفحه61
[40] حمزه لو, تکین.1381.تهران: مهر و مهتاب.انتشارات شادان. صفحه412 و94
[41] ثامنی, نسرین.1379.تهران: داغ شقایق.نشر چکاوک. صفحه 255
[42] معینی, ماندانا .1382. تهران : شینا .انتشارات علم.صفحه 55
[43] اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی. صفحه 385
[44] اکبری, ر.1388 . تهران : پریا.موسسه انتشارات علی. صفحه 68
[45] مهریزی مقدم ,منیر .تهران : کوچه . انتشارات شادان . صفحات 179 و156-158
  معینی , ماندانا. 1382. تهران : شینا. انتشارات علم .
  پیرزاد ,زویا. 1383 . تهران : عادت می کنیم. انتشارات مرکز. صفحات 166-167
[46] پیز,آلن و باربارا.1383.تفاوت های زن و مرد در رابطه جنسی.انتشارات افکار
[47] مطالعات کنیزی 1938-1950.بنیانگذلر موسسه جنسیت و تولیدمثل دانشگاه ایندیانا
 
منبع : موسسه خیبر      1395/5/31 15:12    تعداد بازدید :  1272


نظرات بازدیدکنندگان
کاربر
خدا خیرتان دهد! مطالب بسیار جالب و کاربردی است باشد که نوجوانان سرزمین من آگاه شوند.
1395/6/1 - 10:01:26
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود
تعداد بازدید : 1272
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )


 
  |صفحه اصلی| | اخبار | |طرحها و خدمات| | اندیشه | |گالری تصاویر| | فروشگاه | | پیوندها | |چند رسانه ای| | دانلود | |مشاوره حجاب| |نقشه سایت| | درباره ما | | تماس با ما |  
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی هنری کاربردی خیبر می باشد. تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.